تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
كنند و يك قاشق آب سركه اضافه نمايند و زمان زمان نيمكرم غرغره كنند غذا شورباى كبوتر بچه به آب نخود و دارچينى و زعفران خورند

ورم اللسان

ورم اللسان يعنى آماس زبان رباعيه
آماس زبان اكر ز خونت باشد * سرخى زبان ز حد فزونت باشد كر رك نزنى و نشنوى قول حكيم * نزديك خردمند جنونت باشد

تشقّق اللّسان

تشقّق اللّسان يعنى شق شدن زبان چون از ماده كرم و خشك باشد علامتش خشكى دهان و تشنكى و بىرغبتى است

رباعيّه

هركس كه تشقق زبانش باشد تشويش بهر سخن از آتش باشد * بايد كه كتيره در لعاب سببوش حل كرده مدام در دهانش باشد

حرقة اللّسان

حرقة اللّسان يعنى سوزش زبان چون از غلبه صفرا باشد علامتش تلخى دهان و درشتى زبان و سرعت نبض است رباعيه
هركاه كه سوزش زبانت باشد * آتش بدل خسته از آنت باشد بايد كه لعاب تخم به پيوسته * با شيره خرفه در دهانت باشد

جفاف اللسان

جفاف اللسان يعنى خشكى زبان چون از كرمى و خشكى بود علامتش بسيارى ميل به آب و محكمى نبض و زردى قاروره است

رباعيه

چون حال ز خشكى زبانت بد شد