اند يا فرصت نمىيافتهاند يا حواس آن چنان صحيح نمىبود كه متوجه شوند از جمله مولانا شرف الدين حسن طبيب شيرازى اوقات او تمام صرف نبك و افيون و خمبر مىشد در اين باره چيزى ازو مذكور شد و بعضى دگر كه مبتلا به خدمت حكام بودند ايشان را خود بواسطه توجه به خدمت مخدوم و رتق و فتق مهمات دنياوى اصلا مجال آن نشد كه در اين باره چيزى بنويسند و اين بنده را جون اكثر اوقات حيلت صرف ملارمت شده با آنكه در خاطر داشت كه در اين باب آنچه داند و تواند در مقاله جمع كند تا غايت فرصت نيافت در اين ولا كه بسعادت آستان بوسى امام الانس و الجن ابو الحسن على بن موسى الرضا صلوات الله عليهما مشرف شد و به خدمت مرضى در اين آستانه موسوم شد اگرچه مجال بسيار اندك و كتابها كه ماخذ كليات و جزئيات اين فن است نبود گاه گاهى انتها ز فرصت مىنمود و در اين باب آنچه بخاطر خطور مىكرد ثبت مىكرد جون قلت بضاعة و عدم استطاعة و تفرق بال و صيق مجال واقع بود اگر قصورى و تقصيرى واقع شود عذر واضح است و از ارباب انصاف كه متجنب انداز اعتاف مترقب چنانست
آتشك ( فارسى ) — صفحة 2
مساهمون: عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
ص٢