تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آتشك ( فارسى ) — صفحة شناسنامه 7

مساهمون:

صشناسنامه ٧
( 18 ) جدوار نام ريشه‌اى است كه از آن همراه داراشكنه يا بى كلرور جيوه
Hgcl 2
( كه داروئى كاملًا سمى است ) براى درمان سيفيليس استفاده مىكرده‌اند . ( 19 ) توضيحات بيشتر در مورد اين بيمارى ( سيفليس ) داده خواهد شد . ( 20 ) منبع ذكر شده در شماره 1 ( 21 ) همان منبع - ضمناً كتاب حجله العرايس در مجموعه كتب خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى يافت مىشود . ( 22 ) فهرست نسخه‌هاى خطى طبى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى - آقاى دكتر سعيد باوى - 1380 - مؤسسه مطالعات تاريخ پزشكى طب اسلامى و مكمل ( 23 ) پاد زهر يا فاد زهر يا به زوار ( آنتى دوت ) ظاهرا ماده متراكمى همانند سنگ است كه در كيسه صفراى برخى حيوانات بخصوص بز كوهى تحت شرايط خاصى بوجود مىآيد و به نظر مىرسد حكيم عماد الدين نخستين كسى باشد كه در اين باره در رساله مستقلى نظرات دانشمندان پيش از خود در آن جمع كرده باشد . ( 24 ) تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى - انتشارات امير كبير - صفحه 427 ( 25 ) رفت و آمدهاى مشكوك و انديشه‌هاى استعمارى هيأت‌هاى اعزامى از سوى كشورهاى غربى ، آلودگيهاى اخلاقى شاهان و شاه زادگان وقايع جنون آميزى كه از سوى آنان نسبت به فرزندان ، بستگان و كارگزاران آنها صورت گرفته و مسائل ديگرى كه برخى نويسندگان ( از جمله مرحوم دكتر محمد حسين ميمندى نژاد ) با سوء ظن توجه كرده‌اند جاى تأمل جدى دارد . اگرچه اين تأمل به معناى آن نيست كه با قاطعيت اين‌گونه گمانها را باور داشته باشيم . ( 26 ) تقريباً از دوره صفويه به بعد ، عنوان فرنگى بودن بيمارى مورد اشاره در آثار مختلفى مطرح شده است . به عنوان شاهد از كتاب مجمع الفوائد تأليف يوسف بن محمد بن يوسف هروى ( تهران - چاپ سنگى 1318 هجرى قمرى ) اين رباعى را نقل مىكنيم : در دفع فرنگيه ، چه درويش چه شاه بايد به حديث بنده نيكو خواه يا از حب سيماب خورد يا زسفوف يا دود كند جيوه ، سخن شد كوتاه ( 27 ) مثاً علىرغم اينكه
Joseph Labrosse
متولد 1636 ميلادى معروف به آنژلوس سن ژوزفى در فرهنگ لغات فارسى بزبانهاى ايتاليائى ، لاتين و فرانسه بنام
Gazophy Lacium Linguae Persarum
چاپ 1686 ميلادى ( آمستردام ) درباره آتشك مىنويسد كه نويسندگان ايرانى آن را يك بيمارى فرنگى مىدانند ، سيريل الگود با نگاه منتقدانه به اين موضوع ، در صفحه 414 مدعى است كه آن را بايد بيمارى ايرانى يا تركى دانست ، زيرا به ادعاى ايشان از هر 1000 نفر ايرانى يكنفر به سيفليس مبتلا بوده است .