مغز : مغز او به نام كسى به خورد آن كس كه به نام او داده باشند دشمن گيرد .
مغز او با روغن بنفشه بياميزند و از آن روغن كسى را دهند كه درد شقيقه كند / 76 / شفا يابد ، يا در بينى افگند ، آن نيمه كه درست بود نيك بود .
استخوان : استخوان پاى او جايى كه مستان باشند بر آتش نهند « 1 » ، ميان ايشان خصومت افتد .
منقار : منقار « 2 » او دود كنند ، مگس بگريزد .
خون : خون او به سايه خشك كنند و با تخم مرو « 3 » بكوبند و بر دنبل نهند شفا يابد .
اگر خون او با روغن بياميزند و بر سر مالند همه رشك و شپش بكشد .
و اگر خون او به نام آن كس كه خواهد بردارند و به سايه خشك كنند و با شراب بياميزند و آن كس را دهند كه خواهند « 4 » آن كس كه به نام او كشته باشد بر دل وى فراموش شود و دوستى افزايد . « 5 »
[ گوشت ] : گوشت بوم به سايه خشك كنند و بسايند خرد و به طعامى اندر كنند و به كسى دهند تا بخورد به نام كسى ، ميان ايشان دشمنى افتد .
دل : دل او بيرون آرند و بر سينهء زنى خفته نهند هرچه كرده باشد در خواب بگويد .
و اگر بار دارد كودك ازو جدا شود .
زغن
زغن مرغى باشد همچون عقاب ، و ليكن موش بربايد ، و مردار عظيم دوست دارد و از سوسن ترسد ، و اگر بوى آن بشنود بيمار شود . و اندر گرمسير بيشتر باشد .
[ و اندرو خاصيت است : ]
پوست : اگر پوست او بر چشم خداوند [
b
327 ] رمد بندند درست شود .
( زهره ) : و اگر زهرهء او زن آبستن بخورد ، كودك ازو جدا شود .
اگر بسيار خورد ديوانه شود . / 77 /
هامش
( 1 ) . « نهند جايى كه مستان باشند بر آتش » در اصل مكرر تحرير شده است .
( 2 ) . م : چنگال .
( 3 ) . م : مرده .
( 4 ) . پ و او فرزندش كشته باشد .
( 5 ) . در نسخهء « ك » عنوان « بوم » بعد ازين كلمه تحرير شده است .