دارد در زر گرفته قيمت و قدرش بيفزايد به نزد محتشمان ، و همه كس او را عزيز دارند . و چون كسى آهنگ آشيانهء او كند كه آن را بردارد قصدش كند . « 1 »
و نيز در شكم عقاب سنگى باشد بر مثال چشمى « 2 » گاو سياه و سپيد ، هركه آن را بيابد و با خود دارد قدرش بيفزايد .
و عطارد حاسب گويد كه عقاب از بوى صبر بگريزد ، و اگر بوى آن بشنود بيمار گردد .
و درو خاصيت است .
پر : اگر پر او در خانه دود كنند مار بگريزد .
مغز : اندر ميان مغز او استخوانى باشد كوچك ، هركه با خود دارد بر همه كس عزيز باشد و زورمند .
چنگال : اگر چنگال او بر عنان ستورى بندند نيك تواند دويد ، و نيك پوى و تيزبين باشد .
( باز
جايگاه او ) در حدود روم باشد .
و در ميان طيور همچون استر است كه مادرش از جنسى بوده است و پدر از جنسى .
و چون بيمار شود كتان بخورد درست شود ، و در آشيانهء او البته كتان باشد ، و اللّه اعلم .
( اندرو خاصيتهاست . ) / 73 /
( گوشت : اگر گوشت ) باز بپزند و در روغن سوسن و از آن روغن طلا كنند بر چشم فايده دهد ابتدا [ ى ] آب آمدن را .
خون : خون او به خورد كسى دهند خونخوار و دلير گردد .
استخوان : استخوان پاى او بسوزند و خاكسترش بر جايگاه سوخته كنند درست شود .
مغز : اگر مغز او با شكر بخورند دلكوبه را سود دارد ، و معده قوى كند و درد ببرد .
چنگال : چنگال باز از درخت بياويزند هيچ مرغ بر آن درخت زيان نكند .
چشم : چشم باز بگيرند و به آب سرد بسايند و در چشم كند شفا يابد .
پر : پر باز در خانه دود كنند مار از آنجا بگريزد .
هامش
( 1 ) . اصل : كنند .
( 2 ) . ( يعنى چشم گاو سياه ) .