سرگين : سرگين باز با شراب بگذارند و با انگبين روشن كنند به زن عاقره « 1 » دهند تا بخورد ، پس با وى مجامعت كنند در وقت بار گيرد .
و اگر با انگبين بياميزند و بر دمل نهند زود سر كند و بپزد .
و اگر بر چشم طلا كنند ، چشم روشن شود .
كركس
كركس مرغى بود با نيرو و پيوسته طلب مردار كند و صيد كم كند .
چون به مردار افتد چندان بخورد كه نتواند جنبيد ، و به چند حيلت بپرد .
و در آشيانهء او برگ چنار يابند و سنگى نيز يابند سپيد كه هركه بيابد و در دهان گيرد با هركه سخن گويد [
a
327 ] ( چيره باشد اندرو ) خاصيت ( است ) :
گوشت : گوشت او بپزند و نمك و زيرهء كرمانى و انگبين بر آن كنند و اندر / 74 / خنبرهاى كنند اگر كسى را نعوذ باللّه مار يا كژدم بگزد اين دارو به آب بخورد زهر بنشاند .
زهره : زهرهء او با انگبين بياميزند و به ميل اندر چشم كشند روشنايى چشم بيفزايد .
و اگر زهرهء او به آب سيسنبر و آب شاسفرهم و آب سپند پخته كنند و به زير ديوانه دود كنند شفا يابد .
مغز : اگر مغز او و زهرهء او به قطران خام بياميزند و روغن زيت كهن اندرو كنند و در بينى كسى كنند كه كل بود منفعت كند .
استخوان : استخوان پاى كركس پارهاى بزرگتر پاك كنند از گوشت و بر ران آن كس بندد كه باد دارد شفا يابد .
و هركه استخوان پاى كركس و ساق او بر پاشنهء خداوند نقرس بندد ، راست به راست و چپ بر چپ ، درست شود .
خون : اگر به خون او سوزنى را آب دهند و هر گوش كه بدان سوراخ كنند باز هم نشود .
كلنگ
كلنگ مرغى بود عظيم نادان و بانگى كند عظيم ناخوش ، و از سبب آنكه گردن دراز بود و
هامش
( 1 ) . عاقر به معنى زن نازاست .