و اسپ بر خر افگنند هم استر زايد ، اما نادر افتد .
و درو خاصيتهاست :
مغز : اگر مغز او با روغن گل و ياسمين گرم كنند هر كجا كه در مالند موى برآرد : / 35 /
دل : اگر زنى دل او بخورد هرگز بار نگيرد .
سم : اگر سم او بسوزند و خاكسترش با روغن زيت بياميزند و مرهم كنند و هر كجا كه طلا كنند به دو هفته موى برآرد .
ريم گوش : اگر ريم گوش در نبيذ به خورد كسى دهند مست شود .
و اگر بر ناف زنان اندايند آبستن نشوند .
و اگر ريم گوش او به پوست او در كنند و تعويذ سازند و هر زن كه با خود دارد بار گيرد .
خون : اگر خون او بر پارهاى پشم زن برگيرد آبستن نشود .
خر
خر جانورى باشد رنجكش . در طبع او شوخى هست كه در هيچ چهارپاى نيست .
و همچون استر هر راهى كه يكبار ديده باشد گم نكند ، و اگر خربنده راه گم كرده باشد و خر رها كند باز راه رود .
و در كتاب نيرنج گويد كه اگر مشتى خاك از آنجا كه خر مراغه كرده باشد بيارند و پنهان به زير خوانى اندر فشانند كه اندران نان خورند ، مردمان « 2 » ( كه در آن خوان نشسته باشند همه به يك بار بخندند . و گفتهاند كه ) همچون خر نر بر ماده شود « 1 » و در كار باشد و موى از دنبال خر نر بگسلاند ، هر كه آن موى دارد پيوسته حمدان او قايم باشد و هرگه كه خواهد برخيزد ، و آنگه قويتر باشد [ كه ] زهرهء كلاغ سياه در آن موى بندند و هر دو را بر ران بندند .
و گفتهاند كه چون خر بانگ كند سگ را پشت به درد آيد .
و محمد زكريا رازى گفته است كه چون خر بانگ كند سگ را درد كون برخيزد . / 36 /
و هم در كتاب نيرنج گفتهاند هر به چندى بعضى از خران [ را ] در گردن چيزى پديد آيد
هامش
( 2 ) . اين قسمت در هلالين مأخوذ از پ 140 است .
( 1 ) . اصل : شوند .