اگر زنى را در رحم ريشى باشد پنبه به شير خر تر كند و به خويشتن برگيرد شفا يابد .
و شير خر چون سرد باشد پازهر باشد .
جگر : جالينوس گويد هر كه جگر خر خرد كند و به هر دو درمسنگ يك درمسنگ جاوشير برافگنند و به خورد ديوانه و مصروع دهند شفا يابد و به دو هفته درست شود .
اگر جگر خر خشك كنند « 1 » و بر مصروع بندند نافع بود .
مغز : اگر مغز سر خر به در خانه درمالند در آن خانه جنگ و آشوب پديد آيد .
و اگر كسى بخورد مفلوج و نادان گردد .
و مغز او كسى ( را ) كه داروى بد خورده بود سود كند .
و كسى را كه مار گزيده بود مغز خر در آن بندند درد بنشاند .
و چون در پيوندها بمالند درد بنشاند .
ريم گوش : ريم گوش خر اگر دانگى سنگ با شراب به خورد كسى دهند بيهوش گردد .
[ خون ] : و اگر خون خر به خورد كسى دهند دلير و خونريز گردد . / 38 /
پيه : اگر پيه او گداخته با روغن سندروس بياميزند بر اعضايى مالند ريش گرداند و بيم هلاك باشد .
اگر پيه خركره جايى دود كنند مار « 2 » ( بگريزد .
سنب : اگر سنب خرديزه جايگاهى دود كنند مگسان ) بگريزند .
و هرمزد گويد اگر سم دست راست خر انگشترى كنند و در انگشت دست ( راست خداوند ) صرع كنند سود دارد .
سپرز : اگر سپرز خر بگيرند و خشك كنند و بكوبند و در پوست آهو بندند و با خود دارد دارندهء آن محبوب باشد ميان مردم و حشمتش بيفزايد .
قضيب : اگر قضيب او بسوزانند [
b
319 ] و با روغن زيت بر موى كنند دراز گردد . و اگر خشك كنند و در پوست آهو كنند همان فعل كند .
خرگور
جانورى بود به غايت رعنا ، و رعنايى او تا به حدى بود كه در صحرا چون سوارى بيند
هامش
( 1 ) . اصل : كند .
( 2 ) . مأخوذ از نسخههاى « م » و « پ » 140 .