بيايد و پيش او بگذرد و خود را برو عرض كند .
و همه جانورى چون آبستن باشد گشن به خود رها نكند به جز خرگور و خرس كه همچون آدمى كند .
( و اندرو خاصيتهاست . )
گوشت او لطيف است و سرد . كسى كه خورد بادهاى گرم ازو بشود .
و قولنج را سود دارد .
و درد سر را عظيم سود دارد ، و درد پشت همچنين .
مغز : مغز خوردن او دست و پاى راست گرداند .
و اگر بر مارگزيده بندند سود دارد . / 39 /
و اگر مغز سر گور با مغز استخوان او با روغن گل بگدازند « 1 » و بر نقرس نهند سود كند و همچنين ريشها .
اگر مغز سر او با كرفس و انگبين بياميزند و بر آتش بجوشانند و به خورد كسى دهند كه او را بيمارى دق بود ناشتا بخورد اندر گرمابه چند كرّت زود درست شود .
زهره : اگر زهرهء او را بگيرند و خشك كنند و با شكر بسايند و كسى را كه ناسور بود بخورد نافع بود .
پيه : اگر پيه او بگيرند و بگدازند « 2 » و با روغن گل كوفى برآميزند و هر شب بينى و گوش بدان چرب كنند خشكى ببرد .
و اگر پيه او به خورد كسى دهند كه در بستر مىزد سود دارد .
و اگر پيه او با روغن زيت تازه بياميزند و بر كلف كنند ببرد .
پوست : اگر پوست او بر كودكى بندند بيمارى كهن ببرد .
سرگين : سرگين گور ماده بگيرند و به موى دربندند موى سخت كند .
اگر خشك كرده بسايند و با زهرهء گاو ماده بياميزند و بر موى كنند موى سياه كند .
گاو
هيچ جانورى از جانوران از ذوات الظّلف زورمندتر و با نيروتر از گاو نيست .
هامش
( 1 ) . اصل : بگذارند .
( 2 ) . اصل : بگذارند .