چهارم آيد او را سود دارد .
دندان : اگر دندان خرس بر كودك بندند آن كودك دلير و خوش خوى گردد .
كفتار
كفتار جانورى بود گربز دانا ، تا حدى كه او را به سحر نسبت كنند .
و او نغمه و الحان دوست دارد . چنانك اگر شبى كسى سازى زند يا چيزى موزون / 29 / گويد ممكن كى در آن حوالى كفتار باشد بيايد و گوش دارد .
و چون ناتوان شود سنگ بخورد درست شود .
و از جمله خاصيتها [ ى ] او اگر كسى اندامى از اندامها [ ى ] او پارهاى گوشت از آن او با خود دارد هر كجا كه رود گرامى دارندش .
دندان : دندان او مادر كودكى كه به شب در جامه مىزد « 1 » با خود دارد سود كند .
و اگر دندان راست كفتار با شاخى موى از آن طرف كه دندان باشد بياويزند سود دارد .
اگر كسى با خود دارد [
a
317 ] سگ بر وى بانگ نكند .
پوست : اگر خداوند ناسور بر پوست او نشيند نافع بود .
زهره : اگر زهرهء كفتار نيم دانگ سنگ زنى بخورد شهوت در جماع از وى بشود .
زهره به چشم در كشند درد بشكند .
اگر بر اندام اندايد زردى ببرد .
سرگين : سرگين او در خانهء كبوتر بنهند كبوتر بسيار شود .
اندر اختيارت كندى گويد كه اگر سرگين كفتار بگيرند و از كسى بياويزند كه آماس دارد نافع بود .
و هم او گويد اگر از كسى بياويزند كه درد سر دارد درد بنشاند .
سر : اگر سر كفتار بر آستانهء درى بنهند هر چهار پاى كه درد شكم كند چون بدان آستانه بگذرد ، بهتر شود .
دست : اگر دست كفتار در شكم كسى مالند كه درد كند شفا يابد .
هامش
( 1 ) . از فعل مىزيدن ( شاشيدن ) يعنى شاش مىكند .