اگر بر سم اسپ مالند [ كه ] سوده و تباه باشد ( درست شود ) . « 1 »
و اگر كسى سرما يافته باشد بر دست و پاى مالند دفع سرما كند .
سرگين : سرگين خوك در زير بادام تلخ يا درخت زردآلو در مغاك كنند چنانك به بيخ درخت رسد شيرين استه گردد .
موى : اگر موى او در ورق زر بپيوندند و در زير بالين خفته نهند از خواب بيدار نشود .
استخوان : اگر استخوان او در ركو بندند و از گردن خداوند تب چهارم بياويزند ، نافع « 2 » بود .
سر : روميان گويند هر كه سر خوك زير بالين خفته نهد تا آن سر در زير بالين آن كس باشد خوابش نيايد ، و اللّه اعلم . / 28 /
خرس
خرس جانورى سهمگن باشد و در شب قويتر باشد . به جنگ آدمى آيد و به پاى بايستد و سنگها به مقدار ده من برگيرد و بيندازد ، و زودآموز بود .
و در حدود پارس بسيار باشد .
و در بهاران به غايت فربه باشد و در زمستان در هر سوراخى شود .
و قوّت او آن باشد كه دست و پاى مىليسد .
و از آموختن بسيار گريزد .
و از آتش نيز ترسد .
و چون بر اندام او اندك جراحتى افتد تا بدان حد مىكاود كه جراحت بزرگ كند و خويشتن را هلاك كند .
( و در او خاصيتهاست : )
پيه : فلّهء خرس هر كه بخورد فربه گردد .
پوست : پوست او خداوند ناسور و نقرس را سود دارد .
نيش : هر كه نيش خرس بر جاى دندان كودك مالد دندان او بىدرد برآيد .
چشم : هرمزد گويد دو چشم خرس در ركوى كتان بندند و بر بازوى كسى بندند كه تب
هامش
( 1 ) . داخل هلالين منقول از نسخهء « م » .
( 2 ) . اين كلمه در نسخه مكرر تحرير شده است .