و اگر با خود دارد نافع بود .
سرگين : اگر سرگين او بر اندام اندايند جمنده « 1 » [ از ] اندام بگريزد .
و اگر در خانه دود كنند ، جمندهء خانه و موش همه گريزند .
پلنگ
ددى باشد عظيم با تكبر ، و از غايت كبر اگر جانورى را در كوه بر بالاى خود بيند قصد او كند ، و اگر فرصت يابد هلاك كند .
« 3 » ( و همچنين با ماه جنگ مىكند كه بر بالاى من چرائى و بر كوههاى بلند مىرود و از آنجا جستن مىكند به گرفت ماه و به پايين مىافتد و پاره پاره مىشود . پوستش مىكنند و به شهرها مىفروشند . )
و همچنين اگر آدمى باشد و پلنگ از ترك سر آدمى چون برهنه بود بترسد و بگريزد .
و اگر سفال خرما سايند « 2 » و بر گوشت بپراگنند و پلنگ بخورد بميرد ؛ و يوز همچنين . / 22 /
و اندرو خاصيت است .
گوشت : اگر گوشت پلنگ بخورد فربه شود و دلير و به قوت .
و گوشت او چون با زيتون بپزند و بر ريشها نهند ، سود دارد .
پوست : اگر پوست پلنگ به كمر كنند و بر ميان بندند و با هر كه جنگ كند ، ظفر او را باشد .
ناف : اگر كسى ناف پلنگ با خود دارد ، سگ بر وى بانگ نكند و چشم بد به وى نرسد .
زهره : زهرهء او از جملهء زهرست . اما اگر خشك كرده به آب غوره بر بهق كنند سود دارد بهق سياه را .
مغز : مغز سر او چون گنده شود هر كه بوى آن بشنود در ساعت بيم هلاك باشد .
و گويند پلنگ [ را ] دو مغز بود : از آن دو ، يكى زهر قاتل است و ديگر چون با عطر بياميزند هر كه بوى آن بشنود بر دارنده مبتلا شود و مطيع آن كس گردد .
هامش
( 1 ) . م : جنبنده .
( 2 ) . ك : بابند ( ؟ ) .
( 3 ) . اين قسمت مأخوذ از نسخهء « م » است .