تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

مقالت چهاردهم در خواتيم الكواكب

شناختن كواكب علمى بزرگ است و از آن جهت كه فصلى شريف است نخواستم كه از اين كتاب خالى ماند و هر كوكبى را از سيّارات خاتمى است . « 1 »

زحل

را دو خاتم است : سنگ شبه از قسمت زحل است . روز شنبه اين سنگ ( را ) بستان و « 2 » قمر اندر جدى يا در دلو بود و نظر به زحل دارد مقبول نگينى ساز و بدان نقش كرده مردى ايستاده و ماهى در هر دو دست گرفته و برداشته و سوسمارى در زير قدم او ، و انگشترى از سرب بساز و در زير نگين قدرى مرّيا صبر درو نهد و برو نشاند و در همه وقتى « 3 » به انگشت كند ، كه هركس كه اين دارد قدرش بيفزايد و عزّ « 4 » بيابد و جمندهء زمين او را نگزد و نترسد و ايزد تعالى مكروه ازو بگرداند . امّا بايد كه گوشت خروس بخورد و بر خر و استر ننشيند و بار نكشد و جامهء سياه نپوشد . ديگر سنگى هست كه آن را حجر الورد خوانند . با سياهى گرايد . « 5 » برين سنگ مردى
هامش
( 1 ) . م : هست . ( 2 ) . م : كه . ( 3 ) . م : هم در وقت چنين . ( 4 ) . م : اميدها . ( 5 ) . م اضافه دارد : چنان كه شرط است به جاى آوردن آنگه بفرمايند .
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 331 | ايرج افشار / مطهر بن محمد جمالى يزدى