تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
قضيبى بر دست راست دارد و در دست ديگر كوزهء سفالين بىدسته و در يك پهلو دو پردار و بر سر او غوچ است است مانند خروس و بر قدم نيز غوچ دارد و بر پهلوى چپ خروسى دارد خرد ايستاده و در زير قدمش چشمهء آب برين صفت و بر پهلوى راست اين چهار حرف نقش كرده ه ه ه ه و بر انگشترى سرب نشاند و در زيرش گياهى كه ماهى را مست كند در نهد . هركه اين خاتم با خود دارد چيزها فراموش نكند و زيرك گردد و بر هرچه روى نهد ظفر يابد . امّا بايد كه دروغ نگويد و نامهء مزوّر ننويسد و در گرمابه گميز نكند و از پاى نشاشد و به گرمابه كه حوض بزرگ دارد در نشود و در انبونه و طرازانى ( ؟ ) باد نكند و نخد تر و خشك و ترب نخورد .

قمر

. . . « 1 » كه در قسمت ماه است نقش كند به اوّل ساعت روز دوشنبه قمر در سرطان مسعود صورت زنى ايستاده برد و گاو و در دست تازيانه دارد و بر سرش مانند ماه كرده و در زير نگين ايدون ب نقش كرده و انگشترى از سيم سازند و دارنده بايد كه پاكيزه تن و جامه باشد و گوشت گاو نخورد . عملها ( ى ) غريب بداند و جادوى بر وى كار نكند كه همگنان ( را ) از آن شگفت آيد . / 364 /
هامش
( 1 ) . جاى چند كلمه در اصل سفيد است .