تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩

آخر

اگر خواهى چنان نمايى كه آب خون گشته است لختى سپرز گوسفند بگير و تنك باز كن و پاره [ اى ] بوره برابر در آن كن و خشك كن و بساى ، و چون خواهى كه نيرنگ كنى قدحى پر آب بياور و لختى ازين بر آن افگن و ايدون نمايى كه افسون همى خوانى تا آن آب چنان شود كه گويى خون است . و اگر خواهى كه عجب‌تر ازين نمايى بفرماى تا خانه خالى كنند و دو صورت گاو به ديوار آن خانه كن و جامه همه از تن بيرون كن و كاردى برگير و طاسى « 1 » و تنها در خانه رو و از آن طاس دوگانه در هر يكى بول كند ، و در يكى از آن پاره‌اى سپرز كوفته درافگند و در ديگرى نشاسته با صمغ اعرابى ، و طاس دوگانه برگير و از خانه بيرون آيى . در يكى شير گرم بود و در يكى مانند خون ، و مردم را تعجّب آيد ، و چنين نمايى كه شير و خون ازين صورت دوگانه آوردم .

آخر

صورت دو مرغ بر ديوار خانه نگار كن و در منقار يكى پاره‌اى نشادر بنه و در منقار ديگرى گوگرد ، و گاه خواهى كه اعجوبه نمايى چراغ افروخته به دست گير و به آن صورت [ دار ] كه در منقار نشادر دارد در حال بميرد . پس در منقار اين يكى ديگر كه گوگرد ، دارد دار كه در حال بيفروزد ، و اللّه تعالى اعلم و احكم . « 2 » / 351 /

ديگر

اگر خواهى كه از نمد مارى دوزى چنانك مردم را بگزد . از نمد پاره‌اى دوز و لختى كاكنج بر جاى دندان وى كن . پس آن دندان كه از مار نمدين را به هركه باز دارى ايدون نمايد كه مارش بگزيد . و سوختنش ننشيند مگر كه به روغن چرب كند آن را . « 3 »
هامش
( 1 ) . كذا در اصل ، ولى بنا بر سياق عبارت « دو طاس » درست است . ( 2 ) . تا اينجا در « م » و پ 140 و پ 161 نيست . ( 3 ) . ازينجا تا اول سطر 13 در نسخهء « م » نيست .