تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣

فصل دوم اندر « 1 » حل كردن مرواريد

فراگير مرواريد خرد و در آب ترنج يا سركهء مصعّد يا آب غوره كن تا چون خمير شود . پس آب ترنج از سر آن بريز كه حلّ شده باشد و در جامى آبگينه افگن و مىگردان تا گرد شود . بعد از آن قدرى صمغ عربى كوفته يا « 2 » سريشم ( نيز ) بروفگنده باشى . « 3 » پس چون گرد شود « 4 » به شاخى ( از ) سبلت خوك مانند آن دانه را سوراخ كن و آن ( شاخ ) سبلت در ميان آن رها كن . پس دست بدار تا بخوشد . آنگه ماهى بزرگ تازه بگير و در دهان آن نه و در ميان آب نشان تا مدّت دو هفته . پس بيرون آر آهسته و ماهى [
a
366 ] ديگر تازه بستان و شكم باز ستان و آن دانه « 5 » در شكم آن « 6 » نه و شكمش به رشتهء ابريشم بدوز و محكم كن « 7 » و بريان كن آن ماهى را . پس بيرون آر و بگذار تا سرد شود . پس شكمش بركن و بيرون آور . دانهء مرواريد باشد هرچه نيكوتر ، و اين از اعمال ابو على سينا « 8 » است ، و اللّه اعلم . / 346 /
هامش
( 1 ) . م : در . ( 2 ) . ك : بر . ( 3 ) . م : باشد . ( 4 ) . م : شده باشد . ( 5 ) . م : باز كن . ( 6 ) . م : ماهى . ( 7 ) . بشكافد و آن دانه بيرون آورد . ( 8 ) . م : خواجه بو على .