فصل دوم اندر « 1 » حل كردن مرواريد
فراگير مرواريد خرد و در آب ترنج يا سركهء مصعّد يا آب غوره كن تا چون خمير شود .
پس آب ترنج از سر آن بريز كه حلّ شده باشد و در جامى آبگينه افگن و مىگردان تا گرد شود . بعد از آن قدرى صمغ عربى كوفته يا « 2 » سريشم ( نيز ) بروفگنده باشى . « 3 » پس چون گرد شود « 4 » به شاخى ( از ) سبلت خوك مانند آن دانه را سوراخ كن و آن ( شاخ ) سبلت در ميان آن رها كن . پس دست بدار تا بخوشد . آنگه ماهى بزرگ تازه بگير و در دهان آن نه و در ميان آب نشان تا مدّت دو هفته . پس بيرون آر آهسته و ماهى [
a
366 ] ديگر تازه بستان و شكم باز ستان و آن دانه « 5 » در شكم آن « 6 » نه و شكمش به رشتهء ابريشم بدوز و محكم كن « 7 » و بريان كن آن ماهى را . پس بيرون آر و بگذار تا سرد شود . پس شكمش بركن و بيرون آور . دانهء مرواريد باشد هرچه نيكوتر ، و اين از اعمال ابو على سينا « 8 » است ، و اللّه اعلم . / 346 /
هامش
( 1 ) . م : در .
( 2 ) . ك : بر .
( 3 ) . م : باشد .
( 4 ) . م : شده باشد .
( 5 ) . م : باز كن .
( 6 ) . م : ماهى .
( 7 ) . بشكافد و آن دانه بيرون آورد .
( 8 ) . م : خواجه بو على .