تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

فصل سوم در حل كردن طلق

بگير « 1 » طلق خالص و پارها « 2 » خرد كن و در كيسه‌اى از كرباس سخت كن و پارها ( ى ) يخ خرد كرده در سر آن كن و ( سرش ) محكم ببند و آن كيسه « 3 » را به دست مىمال و ( آن ) آب ( ازو ) مىريز تا آنگه كه آب پاكيزه ازو بيايد . « 4 » چون آب پاكيزه باشد آن آب را در كاسه ( مى ) كن تا آنگه كه آن طلق همه بگدازد . هر گه كه يخ نماند ديگرباره يخ در سر آن مىكند . پس آن آب گرفته را رها كند تا باز نشيند و آب از سر آن بريزد . آنچه در بن « 5 » ماند طلق محلول است . و در روان « 6 » كردن آن چاره است ، امّا اين كتاب احتمال « 7 » ( آن ) نمىكند . / 347 /
هامش
( 1 ) . ك : بگيرد . ( 2 ) . م : به هاون . ( 3 ) . م : پيله . ( 4 ) . م : بماند . ( 5 ) . م : وى . ( 6 ) . م : روانه . ( 7 ) . م : تحمل .