فصل سوم در حل كردن طلق
بگير « 1 » طلق خالص و پارها « 2 » خرد كن و در كيسهاى از كرباس سخت كن و پارها ( ى ) يخ خرد كرده در سر آن كن و ( سرش ) محكم ببند و آن كيسه « 3 » را به دست مىمال و ( آن ) آب ( ازو ) مىريز تا آنگه كه آب پاكيزه ازو بيايد . « 4 » چون آب پاكيزه باشد آن آب را در كاسه ( مى ) كن تا آنگه كه آن طلق همه بگدازد . هر گه كه يخ نماند ديگرباره يخ در سر آن مىكند . پس آن آب گرفته را رها كند تا باز نشيند و آب از سر آن بريزد . آنچه در بن « 5 » ماند طلق محلول است .
و در روان « 6 » كردن آن چاره است ، امّا اين كتاب احتمال « 7 » ( آن ) نمىكند . / 347 /
هامش
( 1 ) . ك : بگيرد .
( 2 ) . م : به هاون .
( 3 ) . م : پيله .
( 4 ) . م : بماند .
( 5 ) . م : وى .
( 6 ) . م : روانه .
( 7 ) . م : تحمل .