شكستن چيزى : هديه .
گريستن در خواب : منفعت .
خنديدن در خواب : بيمارى .
ديدن روباه : غم .
گربه بر كنار نشستن : علّت .
بانگ آتش زير ديگ : فساد .
بريدن انگشت : جنگ . / 273 /
ديدار سلطان : خرّمى .
بانگ كبوتر : جنگ .
السّنبله
نيك بود عمارت زمين كردن و تعرّف « 1 » كارها كردن و علم آموختن و از كارها بر رسيدن و كودك به كتاب بردن و نخجير كردن و حجامت كردن و علامت بربستن و حاجت خواستن و ديدار پادشاه « 2 » و بنا و عمارت فرمودن و ختنه كردن و خريد و فروخت و ملك خريدن و ديدار وزرا و پيك و رسول فرستادن .
بد بود رگ زدن و بنده خريدن و انبازى كردن و بويها ( ى ) خوش آميختن .
الفال دريدن جامه : سود .
گريستن سگ : خبر .
آمدن غبار : آشوب .
( آمدن ) آواز گوش : سفر .
ترسيدن در خواب : مال .
بانگ آتش زير ديگ : « 3 »
لرزيدن اندام : فساد .
هامش
( 1 ) . م : تعريف .
( 2 ) . م : پادشاهان .
( 3 ) . اين قسمت در « م » نيست و نسخ ديگر هم جواب فال را ندارد .