الجوزا « 1 »
نيك است كارها را كه بر مراد و هوا كنند و شغلها كه بادبان « 2 » افتد و هرچه تدبير كنند و هرچه تعلّق به انبازى و شمار خواستن مال و اسباب و خراج باشد و تعليم كودكان و تقدير كارها و بنده خريدن و نخجير كردن و صيد آب و انبازى و جامه بريدن و موى باز كردن و ابتدا [ ى ] كارها كردن و علامت بربستن و ديدار پادشاهان و وزرا و چهارپاى خريدن .
بد است رگ زدن و ناخن چيدن و وام ستدن و حاجت خواستن و بنا و عمارت فرمودن و خون برداشتن و ختنه كردن و رسول ( و پيك ) فرستادن .
الفال دريدن جامه : هديه .
گريستن سگ : مهمان .
آمدن غبار : باران .
آمدن آواز گوش : شادى .
ترسيدن در خواب : غم .
لرزيدن اندام : خوبى .
آمدن بانگ طشت ( و ) دار ( و چوب ) : بيمارى .
افتادن مرغ از هوا غم .
افتادن كلاه از سر : [
b
358 ] نعمت . / 270 /
افتادن چيزى از دست : خبر .
گريستن در خواب : مال .
شكستن چيزى : خبر .
خنديدن در خواب : ظفر .
ديدن روباه ناگاه : شادى
گربه بر كنار نشستن : سفر .
هامش
( 1 ) . چون قسمت مربوط به اسد از نسخهء « م » ساقط شده است از روى نسخهء پ 1658 تصحيح شد .
( 2 ) . كذا ، پ 1568 : باد ، ظ : با پادشاهان ( به قياس ماههاى ديگر ) .