تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
بانگ آتش زير ديگ : باران . بريدن انگشت : هديّه . ديدار سلطان : خبر . بانگ كبوتر : خبر .

السّرطان

نيك بود كارى را كه تعلّق به آب دارد و هر شغلى كه به بازرگانان افتد و صيد باز و كشتى ساختن و سفر كردن خصوصا به جانب دريا و بزرگى كردن و گوى زدن و ناخن چيدن و گريختن و پنهان بودن « 1 » و خلاف جستن و علامت بربستن « 2 » ، سفر و تحويل و خون برداشتن و جامه بريدن و پوشيدن و داروى مسهل خوردن و ختنه كردن و ملك خريدن . بد بود تزويج كردن و خريد و فروخت و بنا و عمارت فرمودن و عقد و نكاح . الفال دريدن جامه : غم . گريستن سگ : دروغ . / 271 / آمدن غبار : هديه . آمدن آواز گوش : ديدار دوستى ديدن . ترسيدن در خواب : غايبى رسد . لرزيدن اندام : ترس . بانگ طشت و دار : سفر . افتادن مرغ از هوا : مضرّت . افتادن كلاه از سر : بيمارى . افتادن چيزى از دست : شادى . شكستن چيزى : سود . گريستن در خواب : خبر . ديدن روباه : خوشى .
هامش
( 1 ) . م : شدن . ( 2 ) . م : جستن .
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 244 | ايرج افشار / مطهر بن محمد جمالى يزدى