تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
لرزيدن اندام : جاه . بانگ طشت : خوشى . افتادن مرغ از هوا : بيمارى . افتادن چيزى از دست : شادى . خنديدن در خواب : علّت . ديدن روباه ناگاه : شادى . گربه بر كنار نشستن : سفر . بانگ آتش زير ديگ : غم . بريدن انگشت : شادى . افتادن كلاه از سر : شادى . ديدار سلطان ناگاه : مال . ( بانگ كبوتر : غم )

القوس

نيك بود ديدار قضات و فقها ديدن و تدبير طلب كردن و تصرّف دين دادن و به شب پيش معشوقه شدن و امر معروف و نهى منكر كردن و بر تخت نشستن و در گرمابه شدن و فرزند را علم آموختن و بنده خريدن و صيد كردن و فام دادن و كشتى ساختن و ابتدا ( ى ) كارها و علامت بربستن و پادشاه ديدن « 1 » و بنا ( و ) عمارت كردن و خون برداشتن و / 277 / جامه بريدن و پوشيدن و ختنه كردن و خريد و فروخت و صيد كردن و چوگان زدن و ديدار وزرا و پيك و رسول فرستادن . بد بود درخت نشاندن و دارو خوردن و حاجت خواستن و حديث ( كلان ) خواندن . الفال دريدن جامه : علّت . گريستن سگ : حاجت . آمدن غبار : باران .
هامش
( 1 ) . م : ديدار پادشاه .