تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
و مصنّف ( اين ) كتاب گويد كه من چنان دانم كه شانهء هر گوسفند كه باشد و / 243 / به هر وقت « 1 » كه باشد شايد و مقصود بتوان يافت ، و اللّه اعلم . صورت شانه ( كه مصنّف گزيده اين است : ) كتاب علم شانه « 2 » [
b
353 ]

راه و كاروان

اوّل راه كاروان آنجا كه فراخ است بر سر شانه ، اگر لختى سياه بود دليل سلامت كاروان بود . و اگر همان جايگاه سپيد بود دليل ناآمدن كاروان بود . و اگر همين جايگاه سرخ بود « 3 » دليل ( آن ) است كه در كاروان جنگ افتد . « 4 » و اگر بر كرانهاش « 5 » سياهى بود دليل بود به نزديك آمدن كاروان به شهر .

دشت و كوه

اگر بر كرانها [ ى ] « 6 » دشت و كوه سياه « 7 » بيند دليل علف بسيارست . / 244 / و اگر سپيد بيند دليل بىعلفى است و خشكى صحرا . « 8 »
هامش
( 1 ) . م : گاه . ( 2 ) . اين عنوان در « م » نيست . ( 3 ) . م : است . ( 4 ) . م : افتاده است . ( 5 ) . م : كنارهاش . ( 6 ) . م : جاى . ( 7 ) . م : سياهى . ( 8 ) . م : دشت .