و مصنّف ( اين ) كتاب گويد كه من چنان دانم كه شانهء هر گوسفند كه باشد و / 243 / به هر وقت « 1 » كه باشد شايد و مقصود بتوان يافت ، و اللّه اعلم . صورت شانه ( كه مصنّف گزيده اين است : )
كتاب علم شانه « 2 » [
b
353 ]
راه و كاروان
اوّل راه كاروان آنجا كه فراخ است بر سر شانه ، اگر لختى سياه بود دليل سلامت كاروان بود .
و اگر همان جايگاه سپيد بود دليل ناآمدن كاروان بود .
و اگر همين جايگاه سرخ بود « 3 » دليل ( آن ) است كه در كاروان جنگ افتد . « 4 »
و اگر بر كرانهاش « 5 » سياهى بود دليل بود به نزديك آمدن كاروان به شهر .
دشت و كوه
اگر بر كرانها [ ى ] « 6 » دشت و كوه سياه « 7 » بيند دليل علف بسيارست . / 244 /
و اگر سپيد بيند دليل بىعلفى است و خشكى صحرا . « 8 »
هامش
( 1 ) . م : گاه .
( 2 ) . اين عنوان در « م » نيست .
( 3 ) . م : است .
( 4 ) . م : افتاده است .
( 5 ) . م : كنارهاش .
( 6 ) . م : جاى .
( 7 ) . م : سياهى .
( 8 ) . م : دشت .