تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

شكم « 1 »

هر كرا شكم بزرگ بود جماع دوست بود . هر كرا شكم كوچك بود دزد و بدخوى بود .

دست و پاى

هر كرا دست و پاى دراز بود نيك انديشه « 2 » بود . و هركرا دست و پاى كوتاه بود بر زنان مبتلى بود . هر كرا دست نرم بود خوش‌خوى بود ، ( و هر كرا درشت بود بدطبع بود ) .

بالا

بالا معتدل بايد كه نه درازى دراز بود و نه كوتاهى كوتاه ، نه نزارى نزار / 241 / و نه فربهى فربه ، كه مردم فربه را از مرگ مفاجات « 3 » بيم بود و مردم نزار را سل و دق بيم بود . و بالاى دراز خداوندش بىخرد و دون همت بود . و بالاى كوتاه خداوندش معجب و سر سبك ( بود ) ، و اللّه اعلم . / 242 /
هامش
( 1 ) . اين مطلب در « م » نيست . ( 2 ) . م : انديش . ( 3 ) . م : مفاجا .