خاكستر آن با سير بكوبند و مرهم كنند و بر زخم پشه نهند كه ريش گشته باشد درست شود .
( پوست ) : پوست سير به زير « 1 » مصروع دود كنند سود دارد .
و اگر پوست او بسوزانند و با روغن زيت بياميزند و بر جايى طلا كنند موى برآرد ، و اللّه اعلم .
( چغندر )
چون چغندر نشانند تخم آن با انگشت ميان و ديگر ( انگشت ) كه با « 2 » وى است بر بايد گرفت تا چغندر نر « 3 » نباشد .
طبع چغندر سرد و تر است ، و اگر بيخ او چهار شب در شراب افگنند آن شراب ترش شود همچون سركه .
و اگر [
a
342 ] بپزند و سر بدان بشويند موى سخت كند و بن آن قوى باز بندد . « 4 » / 153 /
و اگر بعد از پياز چغندر بخورد بوى پياز ببرد .
چون بسيار بخورند بر و سينه نرم كند ، ليكن قولنج را زيان دارد ، و سرفه ببرد .
اگر به برگ « 5 » او سر بشويند سبوسه ببرد و موى جعد كند .
( آب ) : اگر آب برگ او با روغن گل بجوشانند و طلا كنند موى برآرد .
گزر
طبع او گرم و نرم است ، چون پخته به ناشتا « 6 » بخورند آواز بگشايد و سرفه ببرد .
محمّد زكريا گويد اگر كسى گزر خوردن عادت كند ، عجب دارم كه او را ده كنيزك باشد ( همه ) خشنود بتواند كرد .
و اگر بجوشانند و آبش به انگبين بخورند قوّت شهوت كند و گرده را قوى كند .
و خوردن گزر سيرى آب و نان كند ، و سستى قضيب ببرد .
هامش
( 1 ) . پ : بر .
( 2 ) . پ 161 : پهلوى .
( 3 ) . 161 : نرم .
( 4 ) . م ، پ 161 : و بن را وقى باز بندند .
( 5 ) . پ 161 : آب برگ .
( 6 ) . پ 161 : نباشد ( ! )