كشف
اين كشف را گياهى است در صحرا كه گياه گشن خوانند . به ماده نمايد و ماده او را مطيع شود .
و اندرو خاصيت است :
خون : اگر خون او در بينى مالند پيسى ببرد .
و اگر خشك كنند به سايه و بر آب پياز بر لكه و كلف كنند سود دارد .
( و اگر ) خون يك كشف تمام برگيرند و يك نيمه از آن در هاون كنند با روغن بنفش « 1 » و نيك بكوبند و اندر شيشه كنند و بر آتش نهند تا گرم شود ، پس پرى « 2 » مرغ برگيرند و در آن روغن مىكنند و در خايهء دبّه مىمالد به قدرت خداى عز و جل به هم درشكند و دبّهء خايه از آن برهد . « 3 »
زهره : اگر زهرهء او ديوانه بخورد شفا يابد .
خايه : خايهء او بسايند با شكر سپيد و بخورند سرفهء كهن ببرد .
و اگر زردهء خايهء او بگيرند و خشك كنند و مقدار ده درمسنگ در نبيذ كنند و / 109 / بخورند سرفه ببرد . « 4 »
گوشت : هركه گوشت او بخورد چندانك نبيذ خورد مست نشود .
پوست : اگر پوست او تخته كنند و بر سر ديگ نهند هرچند كه آتش كنند به جوش نيايد ، و اگر جوش دارد باز ايستد . و استخوانش همين فعل كند ، و اللّه اعلم .
غوك « 5 »
غوك جانورى آبى است و در خشك زندگانى نتواند كرد . و اگر او را به دست اندر گيرند و بمالند آتش اندر دست گيرد نسوزد .
و اندرو خاصيت است .
اگر غوكى را به دو نيم كنند ، نيمهاى به سايه خشك كنند و نيمهاى به آفتاب ، آنك به
هامش
( 1 ) . م : بنفشه .
( 2 ) . ( پر مرغ ) .
( 3 ) . م : و دبه از آن علت برهد .
( 4 ) . اين قسمت در « م » نيست .
( 5 ) . پ 140 : ضفدع .