گوشت : هركه گوشت سقنقور با عسل يك هفته بخورد ، فربه شود .
پوست : اگر پوست او بر خداوند ناسور بندند يا دود كنند سود ببرد .
گرده : گردهء او ترياكى بزرگ نيك باشد مار گزيدن را .
خرچنگ
خرچنگ را دو سر باشد ، و كج رود و دهان به سينه دارد .
و اگر چيزى به دندان بگيرد تا آنگه كه باد به دو ندمند رها نكند .
و اندرو خاصيت است :
اگر خرچنگ به آفتاب خشك كنند و بكوبند و با روغن بر تابه كنند و بجوشانند پس روغن ازو صافى كنند و فتيلهاى كنند از كتان و آن روغن بدين فتيله در چراغدانى كنند و بيفروزند ( چنان نمايد كه هرچه در آن خانه است همه رقص مىكنند و اين [ در ] باب اعجوبات بيايد . )
اگر نعوذ باللّه كسى را مار بگزد خرچنگ زنده به دو نيم كنند و به گرم به گزيدگى نهند زهر بكشد و درد بنشاند .
[ و درو خاصيت است : ]
چشم : پوست چشم خانهء او خداوند تب بر بازو بندد شفا يابد .
بلبله : اگر بلبلهء او پوست باز كرده با چشم او در پوست گوزن بندند و بر ساعد / 108 / كسى بندند آن كس را خواب نيايد .
و اگر چشم او از كودكى بياويزند دندانش بىدرد برآيد ، و نيز تب را سود دارد .
گوشت : گوشت او زنى بخورد او را حيض نباشد .
و اگر كسى را [
a
334 ] وراغر باشد - و آن سپيدى باشد كه در پهلو پديد آيد - خرچنگ بريان كرده بخورد درست شود .
و اگر خرچنگى را از خداوند درد سر بياويزند سود دارد . « 1 »
هامش
( 1 ) . م : گردن . اگر گردن خرچنگ از سر خداوند درد چشم بياويزند سود دارد .