زهره : زهرهء او در چشم كنند شب كورى ببرد .
پيه : پيه او در گردن مالد فايده دارد .
و اگر بگدازند و روغن آن بر سرما رسيده مالند ، درست شود ، و اللّه اعلم .
تيهو
تيهو در گاه هيجان عظيم رعنا باشد ، و از تن خويش خبر ندارد . تا بدان حدّ / 87 / كه اگر كسى تيهوى رام برگيرد و به صحرا رود و دامى دراندازد ، و اگر كسى آواز تيهو كند دران از مستى كه باشد به دنبال او مىرود و اندر دام افتد .
و اندرو خاصيت است .
گوشت : گوشت او به غايت گرم بود ، و گويند كه بخورند جماع را قوّت دهد ، و نيز آب پشت بيفزايد ، و بادها [ ى ] سرد بشكند .
و هركه بسيار خورد قوى گردد .
زهره : زهرهء او در چشم كشند شبكورى ببرد .
پيه : پيه او در بهق مالند فايده دهد .
قمرى
هيچ مرغى از قمرى ( بيدارتر و ) سزاوارتر نباشد ، تا حدى كه مانند طوطى آموخته باشد .
اگر شبى در خانه كسى بجنبد بانگ كند ، و در وقت پنج نماز بانگ كند ، و بانگ او مغز را عجب سود دارد ، و مار از بانگ او بگريزد .
و هيچ مرغى ازو مباركتر نباشد ، و دران ( خانه ) كه او باشد تناسل بيفزايد .
و هيچ دشمن و دزد و ساحر را دران خانه دستى نباشد ، و اللّه اعلم .
خروس
او نيز همچون قمرى به وقت نماز بانگ كند ، و در صبح بانگ زيادت كند « 1 » ، و مردم را
هامش
( 1 ) . م : عبارت اخير را ندارد .