است و ابن ابى اصيبعه دربارهء « كنّاش » او چنين گويد : « و لجورجس من الكتب كنّاشه المشهور ، و نقله حنين بن اسحق من السريانى الى العبرى » . عيون الانباء ص 186 .
حمّى الغب 77
اخوينى در تعريف آن گويد : تب غب آن بود كه يك روز بيايد و يك روز نه ، و علامت اين تب و اعراض او آن بود كه با لرزه صعب گيرد و اين لرزه از پشت اندر آيد و بلرزاند نيك و همه تن جنبان گردد . هداية المتعلمين ص 704 .
حمّى الرّبع 77
اخوينى از اين تب تعبير به « تب چهارم » كرده است . هداية المتعلمين ص 744 و ابن هندو در توصيف آن چنين گويد : اگر خلط عفونى سوداوى باشد آن را تب ربع گويند زيرا روزى مىگيرد و دو روز رها مىكند و روز چهارم باز مىگيرد . مفتاح الطب ص 133 . شنفرى شاعر معروف عرب در قصيدهء لاميّة العرب خود از اين تب ياد كرده است :
و الف هموم ما تزال تعوده * عيادا كحمى الربع أوهى اثقل
رجوع شود به . اللاميات الثلاث ، قاهره 1930 م . ص 414 .
الاستسقاء الطّبلى ، الاستسقاء الزّقى ، الاستسقاء اللّحمى 97
براى تعريف اين سه نوع استسقاء رجوع شود به مفتاح الطب ص 127 و 128 و ترجمهء آن ص 253 .
استسقاء زقى به سريانى « زقايا » و طبلى « طبلايا » و لحمى « بسرايا » خوانده مىشود . فردوس الحكمة ص 220 و 221 . ابن رشد از زقّى به مائى