تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان الأطباء وروضة الألباء ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
عسل ) است . اين كلمه مانند موسيقا و ريطوريقا و انالوطيقا و سوفسطيقا و طوبيقا است و بسيارى از مردم اينها را با يا مىنويسند مانند « موسيقى » ولى تلفظ درست اين كلمات همان است كه ياد كرديم . 310 - سبب آنكه گندم خرد شده دمل‌ها را مىپزاند اينست كه مغز گندم تسخين معتدل و ترطيب مىكند و آن لزج است و همين است شرايط دارويى كه چرك را بيرون مىآورد . 311 - من مىگويم هرگاه بخواهى كه گندم مطبوخ ممضوغ را در انضاج ( - پزاندن زخم ) به كار برى گندم‌هايى را برگزين كه مغز بيشتر و سنگينى بيشتر دارد . 311 - تعريف قرحه ( - زخم ) شكستن پيوستگى گوشت است . 311 - پيدا شدن و بوجود آمدن گوشت نياز به مادّه و فاعل دارد . مادّه آن خون خوب است ازاين‌روى كسى كه داراى قرحه است بايد خوب تغذيه شود تا خون خوب بوجود آورد . و فاعل آن طبيعت است ازاين‌روى بايد طبيعت بوسيلهء تعديل مزاج تقويت گردد . 312 - نام داروى مدمل بر همه داروهاى جراحت‌ها اطلاق مىشود اعم از ملصق و مجفّف و منبت گوشت . 312 - مردم را بر زخمهاى فرورفته دو عقيده است . گروهى گويند كه زخمى كه به عمق بدن رفته و صلابتى در آن نيست آن را « غور » خوانند ، و اگر صلابت داشته باشد با چرك فراوان آن را « ناصور » خوانند و اگر در ظاهر بدن است و پوست آن مانند خرقه‌اى نازك است آن را « قرحه خرقيّه » نامند . گروهى ديگر گويند زخم پهن را « غور » و « كهف » و زخم تنگ را « ناصور » و زخم پوست نازك را « خرقيّه » نامند . 313 - من مىگويم اجماع بر عقيدهء دوم است . 313 - هر عضو مركبّى فعل خود را با يكى از اجزاء خود انجام مىدهد و
بستان الأطباء وروضة الألباء ( فارسى ) — صفحة 68 | اسعد بن الياس ابن مطران / مهدى محقق