50 - ابن سينا در شفا نقل كرده است كه نفس اجتماع اسطقسات و يا نفس تركيب آنها بوسيله تماس و تلاقى و شكلپذيرى كافى نيست كه كاينات از آنها پديد آيد بلكه اين امر منوط است به اينكه برخى در برخى ديگر تأثير گذارد و برخى از برخى ديگر تأثّر پذيرد .
51 - بيمارها بر سه قسماند : يكى دردآور مانند صداع و نقرس ، و ديگرى بيماريهاى زشتىآور مانند برص و جذام و ريختن موى و مانند آن ، سومين آن كاهنده از خلقت تمام مانند كورى و كرى و نظير اين دو .
51 - رازى در كتاب « پزشكى ظريفان » خود نقل كرده است كه اگر نيروى پاسخگويى در علوم در اطاعت انسان و حفظ آن بنا به ميل او بود علوم در سينهها باقى مىماند ولى چون فصول دشوار و گزارشها دراز است چارهاى جز از تدوين كتابها نيست .
52 - علّت آنكه آدمى قادر بر گريه كردن است و با ريختن اشك نفس او آرام مىيابد و حتى گاهى بدون اراده گريه مىكند بستگى به اين دارد كه حركات نفسانى به انسان چنان فشار شديدى مىآورد كه او قادر بر مغلوب ساختن آن نيست .
55 - جالينوس گفته است كه اخلاق و عادات و زمان داراى نيرويى بزرگ در حركات عوارض است زيرا اخلاق و عادات ، جزء بهيمى از اجزاء نفس با اشيايى كه در نفس نشو و نمو مىگيرند الفت پيدا مىكند و در طول زمان عوارض آرام مىيابد و نيروهاى بهيمى وقتى از چيزهايى كه مىخواست سير گرديد از ميل به آنها خوددارى مىكند .
57 - علّت آنكه طول زمان عوارض نفسانى را آرام مىبخشد اينست كه آن جزء از اجزاء نفس كه دچار عارضه گرديده در طول زمان سير مىشود از آنچه كه مورد خواهش او بوده است و نيز از رنج كشيدن آن خسته مىگردد وقتى اين دو امر در او جمع شد آرام مىيابد .
بستان الأطباء وروضة الألباء ( فارسى ) — صفحة 36
مساهمون: اسعد بن الياس ابن مطران
ص٣٦