مىرود ، مادّه بلغم است .
و اگر دهان شور باشد و خشكى غالب ، ماده بلغم شورست .
و اگر طعم دهان ترش است ، مادّه بلغم رقيق باشد .
و اگر قى مىافتد مادّه اندر فضاء معده است .
و اگر بدشوارى باشد اندر قعر معده است .
و اگر قى باشد ، و اضطراب معده ساكن مىشود و باز پديد مىآيد ، ماده از عضوى ديگر بمعده مىآيد ، و اضطراب معده اندر ناقهى علامت نكس باشد .
علاج آن ، اگر ماده ، صفرايى باشد و معده آن را تشرب كرده باشد ، قى بايد فرمود بسكنگبين و آب گرم ؛ و بايارج فيقرا و سقمونيا معده را پاك كردن .
و پس از استفراغ ، سكنگبين دادن با شراب غوره .
و اگر مادّه بلغمى باشد ، قى بسكنگبين عسلى و آب شبت و ترب بايد فرمود ، و ايارج فيقرا بسكنگبين عسلى پيوسته ، بايد داد .
و پس از استفراغ ، شراب افسنتين دادن ، و اندكاندك شراب كهن دادن باقى خلط را بپزاند و معده را بزدايد .
و غذا گنجشك بريان و مرغ مطنجنه .
باب شانزدهم از گفتار نهم از كتاب معالجات اندر قى بسيار افتادن از معده
قى ، حركت معده است و دفع كردن او چيزى را سوى بالا . و اسباب آن و اسباب اضطراب معده و اسباب فواق به يكديگر نزديك آيد .
و بسيار باشد كه سبب قى تولّد صفرا باشد اندر معده ، يا از عضوى ديگر بمعده آمدن . و كسانى باشند كه ايشان را هر يكچندى گاهى بنوبت راست ، قى افتد و خلط سودا برآيد و از آن آسايش يابند . و سبب ، آمدن سودا باشد بمعده .
و علامتهاء هريك اندر باب گذشته ياد كرده آمده است .
علاج آن ، نخست طبع را نرم بايد كرد بحقنهء نرم و اگر طبع نرم باشد نخست قى بايد فرمود بسكنگبين و آب گرم ، پس معده را بربّ غوره و ربّ انار و ربّ ليمو قوّت دادن .
و اگر معده از ترشيها بگريزد ربّ آبى و شراب سيب و شراب حمّاض و شراب ريواج دادن .
و پست جو اندر آب انار دادن و نان خشك بريانكرده .
و جهد بايد كرد تا بخسبد و اگر بر تخت آويخته خسبد و آن تخت را بجنبانند ، صواب بود .
صفت حبّى كه قى باز دارد و بخسباند
بگيرند بزر البنج يك جزو و بزر الورد و خرماء قصب و سماق از هر يكى چهار جزو ، و همه بكوبند و به شراب آبى بسرشند و حبّ كنند ، شربتى نيم مثقال