آماس يا خونى باشد يا از جنس ماشرا باشد ، يا آماس نرم باشد ، يا صلب باشد .
علاج آن ، علاج معده باشد و فرق آنست كه آماس معده را ضمادها بر فرود سينه نهند و آماس مرى را بر ميان دو كتف نهند ، و آنچه خوردنى باشد اندر آماس معده بيكبار دهند و اندر آماس مرى جرعهجرعه دهند .
و علاج قرحه و بثره مرى هم علاج قرحه و بثرهء معده است ، و فرق آنست كه اندر داروهاء مرى چيزهاء لزج بايد تا به نرمى و درنگ فرو رود و لختى بر سطح ريش نهد .
و داروهاء آماس و قرحه اندر علاج معده ياد كرده شود .
باب دوم از گفتار نهم از كتاب معالجات اندر سوء المزاج گرم اندر معده و اسباب و علامات و علاج آن
اسباب آن همچون اسباب سوء المزاج دل باشد .
علامات آن باشد كه طعام لطيف زود تباه گردد و غليظ بهتر گوارد و آرزو كمتر باشد ، و هضم باشد الّا آنكه سوء المزاج مفرط باشد و آروغ دودناك باشد و ترش ليكن آروغ ترش بيشتر از شيرينى و حرارت ضعيف تولد كند ، و آنچنان باشد كه حرارت ضعيف از شيرينى قوت ديگر يابد ، بدان قوت او را بجوشاند و ترش گرداند .
و اگر حرارت قوىتر باشد شيرينى را بسوزاند و آروغ دودناك شود .
و علامت گرمى اندر آروغ ترش آنست كه دهان طلخ باشد و تشنگى غالب ، و آب و هواء خنك خوش آيد .
و بىخوابى آروغ را دودناك كند و ترش ، از بهر آنكه از بىخوابى طبيعت بهضم مشغول نتواند بود ، طعام ناگواريده بماند و آروغ ترش و دودناك تولد كند بحسب حرارت .
علاج آن ، دوغ ترش سرد كرده و پست جو ، اندر آب سرد درين باب نافعست ، و اگر حرارت قوىتر باشد ، دوغ با طباشير و با قرص كافور دهند ، و علاج سوء المزاج دل گرم همين است .
و اگر معده با گرمى ، ضعيف باشد ، سكنگبين سفرجلى و شراب انار دهند .
و اگر با حرارت ، خشكى باشد ، كشكاب و روغن بادام دهند و شير خر ، و اندر آبزن مىنشانند و روغن بنفش مىمالند ، چنان كه اندر علاج دق ياد كرده شود .