بدان ، تر كنند نيك بود و الله اعلم با صواب .
باب پنجم از گفتار دوم از كتاب معالجات اندر بيماريها كه اندر طبقهء ملتحمه افتد
رمد
بحقيقت آماس ملتحمه است ، لكن از بهر آنكه اين آماس از درد و گرانى و ضربان و خليدن خالى نباشد ، همه انواع درد چشم را رمد گويند .
و مادهء رمد يا خون باشد يا صفرا ، يا سودا يا بلغم يا مادهء مركب .
علامات رمد خونى ، رمص بسيار كند و چشم سرخ باشد و گران بود و گرم .
و علامات صفرائى آنست كه آماس و گرانى كمتر كند ، لكن درد و خليدن و سوزش بيشتر باشد و رمص كمتر .
و علامات رمد سودائى آنست كه آراميدهتر از صفرايى و خونى باشد ، لكن عسرتر .
و علامات رمد بلغمى آنست كه گرانى بيش كند و چشم ، تر باشد و همه اعراض ، ضدّ اعراض صفرايى باشد .
و علامات رمد مركب آنست كه خلط غالب ، ظاهرتر باشد .
علاج آن ، اندر رمد خونى ، ابتدا بفصد قيفال كنند ، و استفراغ بمطبوخ هليله و اقراص بنفشه .
و از طعام و شراب غليظ ، و از امتلا و خواب پرهيز كنند . و مسكن ، خانهء تاريك بايد ، و فرش خانه ازرق يا كبود يا سياه .
و شربت ، شراب انار و آب تخمها و شراب بنفشه و مانند آن .
و شياف بريوما ، اندر كشند ، و اين شيافى است كه دعوى كنند كه اندر يك روز ، رمد زايل كند .
و بريوما ، سريانى است و معنى او بتازى برء يومه است .
صفت شياف برء يوما
ماميثا ، انزروت از هر يكى هفت درم ، زعفران دو درم ، كثيرا يك درم ، افيون نيم درم ، به آب باران بسرشند و بسپيدهء خايهء مرغ حل كنند و اندر چكانند ، ماده را از چشم باز دارد ، و ضربان را ساكن كند و مزاج چشم باعتدال باز آرد .
و اين شياف بريوما چند نسخه است .
و شيافهاء ديگرست كه اندر رمدهاء صعب نافع باشد ، چون وردى ابيض و وردى اصفر .
و از پس يك هفته چشم را بطبيخ حلبه و اكليل ملك و طبيخ بابونه مىبايد شست ، و اسفنج