تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
بخورد ، بدين سبب اندك به كار بايد داشت . و اگر گوشت نيز لختى رفته باشد ، مرهم اسفيداج بربايد نهاد تا گوشت برآرد پس مرهم صبر و انزروت و قشور الكندر و زعفران و دم الاخوين برمىبايد نهاد ، تا جراحت درست شود و رطوبت را كه سبب وسخ ريش باشد پاك كند . و امّا قرحه و تاكل را بفصد و استفراغ تن پاك بايد كردن ، پس قرحه را علاج كردن بمرهمها كه ياد كرده‌اند .

استرخاء پلك چشم

تدبير لطيف بايد كرد و استفراغ بلغم بمسهل و غرغره و عطسه و ماميثا و اقاقيا و مرّ ، و زعفران به آب برگ مورد تر سرشته بر پشت چشم نهادن .

كبودى كه بسبب زخمى پديد آيد

به سنگ ، پلپل و سفال نو برهم سوده ، طلى بايد كرد . و تخم ترب كوفته و به آب سرشته و نمك آب طلخ ، گرم كنند ، و پنبه بدان تر مىكنند و برمىنهند . و نمك گرم كرده سوده اندر خرقه بسته بر زبر پنبه نهادن ، كبودى ببرد .

قمّل علت شپش كه اندر مژگان افتد پديد

سبب آن تولد رطوبت غليظ ناطبيعى باشد اندر تن . و اگر اين رطوبت را طبيعت به پوست اندازد و حرارت غريب در وى اثر كند عفونت پذيرد و استعداد قبول صورت حيوانى خسيس اندر وى پديد آيد ، اندر بن موى و مژگان شپش تولد كند . علامات آن ، اين شپش سخت خورد و سپيد باشد ، آن را الصّبيان گويند ؛ ديگر بزرگ‌تر باشد ، لون او اغبر باشد يا اسمر ، آن را القمقام گويند ؛ و ديگرى بزرگتر باشد ، پايها آن پديد نباشد ، آن را القرده گويند . علاج آن ، نخست تن و دماغ با استفراغها پاك بايد كرد و پيوسته بگرمابه رفتن و خويشتن پاك داشتن و مژگان را به آب دريا و آب شور و طلخ گرم كرده مىشستن . و ميويزج و عاقرقرحا اندر آب بپزند و بدان آب مىشويند . و قمقام و قرده را نخست بمنقاش پاك كنند ، پس شبّ يمانى و ميويزج و صبر و بورهء ارمنى بسركهء عنصل بسرشد و طلى كنند . و بوره و ميويزج سوده ، و بر مژگان مىمالند و سرمهء روشنايى مىكشند .

علت ريزيدن مژگان

اين علت بعضى چنان باشد كه مژگان بريزد و پلك غليظ شود و ريش گردد و سبب آن رطوبتى باشد تيز و عفن . و بعضى را سبب ،
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 319 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )