تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
پيه كه با عصبها بافته شود و غشائى در وى پوشيده ، بر پلك بالائين پديد آيد ، و خداوند زكام و نزله را و مرطوب را بيشتر افتد . علامات آن ، پلك سطبر شود و چشم بگرانى گشايد و پيوسته چشم ، تر باشد و هرگاه كه انگشت مسبّحه و وسطى از هم گشاده بر پشت چشم نهند و بر آن اعتماد كنند ، شرناق اندر ميان هر دو انگشت پديد آيد و اندر زير پوست جنبان باشد چون سلعه ؛ و خداوند اين علت ، روشنايى آفتاب نخواهد كه بيند و زود اشك فرو ريزد و عطسه فرود آيد . علاج آن اين علت ، دستكارى است و از خطر خالى نيست . على بن عيسى الكحّال ، اندر تذكرة الكحالين مىگويد ، ابن الخشّاب را اين علت پديد آمد و قرابات او رضا ندادند دستكارى كردن . من مدّتى آن را بذرور اغبر و اصفر و بطلى صبر و اقاقيا و حضض و سك و شياف ماميثا و اندكى زعفران به آب مورد سرشته علاج كردم ، علت زايل شد باذن اللّه عز و جل و هو اعلم .

باب سيم از گفتار دوم از كتاب معالجات اندر بيماريها كه اندر پلك چشم و ديگر اندامها نيز افتد

جرب

جرب چشم چهار نوعست : يك نوع آنست كه زاندرون ، پلك سرخ و درشت گردد ، يعنى ناهموار و اشك آمدن گيرد . و بيشترى از پس رمد گرم و علاج ناصواب تولّد كند . و سبب ، رطوبت شور باشد و غبارها و دودها كه به چشم رسد . علاج آن ، رگ قيفال زنند و حجامت كنند و استفراغها كنند باقراص بنفشه و نقيع هليله ، پس پلك باز گردانند و آن را بشياف احمر حاد بخارانند يا بشياف اخضر يا سرمهء روشنايى اندر كشند . و اگر به آخر رمد باشد ، شياف احمر ليّن بخارند و ذرور اغبر اندر كشند . و گفته‌اند اگر پلك باز گردانند و مازو سوده بركنند و سه ساعت باز گردانيده و مازو بركرده بگذارند ، پس شويند جرب باطل گردد . و پلك ، ماده را قبول نكند و اين نوع را بشكر خاريدن خطا باشد . نوع دوم ، درشت‌تر باشد و دردمندتر و اشك بسيارتر آيد . علاج آن ، هم بطريق نوع نخستين ، فصد و حجامت و استفراغ و خاريدن بشيافها بعينه بر آن ترتيب . و اگر از شيافها