و اندكى از وى با بسيار اسفيداج تركيب كنند .
و اشق را و سكبينج را از چوب و برگ پاك كنند و بشكنند و اندر آب فرغار كنند ، پس بدانهء هاون بمالند و حل كنند .
و كثيرا و صمغ را كه اندر شيافها به كار دارند همچنين فرغار كنند ، پس بخرقهء پاكيزه بمالند و داروها بدان بسرشند .
و آنچه اندر شياف سپيد به كار دارند ، نخست بكوبند و ببيزند و با سپيدهء خايهء مرغ بسرشند و داروها بدان جمع كنند و شياف كنند .
و افيون را بشكنند پارههاء كوچك و بر تختهء مس كنند و بر خاكستر گرم نهند تا تخته گرم شود پس اندر آب گرم فرغار كنند تا حل شود و داروها بدان بسرشند .
و داروها كه به آب غوره و آب باديان و آب هليله و آب مرزنگوش و آب سماق و آب باران پرورند ، چند كرّت داروها بدان آب ، تر مىكنند و خشك مىكنند و باز بكوفتن و بيختن و تر كردن تا قوت آن اندر دارو پديد آيد .
و داروهاء كوفتنى هريك جدا بايد گرفت ، از بهر آنكه بعضى دير كوفته شود و بعضى زود ، و آنچه زود كوفته شود ، تا ديگرى بغايت نرمى او رسد قوت و لطافت اين غبار گردد و برود و وزن او كمتر شود .
اما آنچ اندر چشم گشادن به كار بايد داشت ، آنست كه چشم راست ، دست راست بايد گشاد برفق ، و بانگشت مسبّحه و ابهام ، و ميل بدست چپ بايد گرفت و سر ميل بر گوشهء چشم كه سوى بينى است نهادن و ميل را بانگشت وسطى و ابهام بتافتن تا اندر چشم بگردد ، و دارو هموار به چشم رسد ، از كشيدن ميل خسته نشود .
و چشم چپ ، بدست چپ بايد گشاد بانگشت خنصر و ابهام . و ميل بدست راست از گوشهء چشم تا بديگر گوشه بر چشم نهادن برفق و بتافتن . و چون ميل از چشم بردارند ، دست از پلك چشم بآهستگى بربايد داشتن تا بآهستگى بجاى باز شود .
و آن را خواهند كه پلك او باز گردانند ، مژهء او بابهام و سبّابه ببايد گرفت و اندكى بركشيدن و كفچهء ميل بر پشت چشم نهادن و فرو بردن برفق تا بازگردد .
و چون فارغ شود بيكبار دست از چشم باز نبايد داشت ، لكن چنان بايد كه برفق بجاى باز آرند .
و چشمى كه سخت دردمند باشد ، ميل به دو نشايد رسانيد ، لكن دارو سوده و حل كرده ، اندر چكانند تا قوّت دست و گرانى ميل به چشم نرسد .
و آن را كه داروى تيز كشند ميلها زودازود
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٣١٠