تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
تراشه چوب گز اندر آب بپزند و نمك اندرين آب كنند و به خرقه « 1 » آن آب بر وى « 2 » مىچكانند [ ب - 37 ] و بر وى مىزنند آنجا كه بايد و اگر حرارت قوى بود قدرى كافور و صندل سوده اندر اين آب حل كنند و اگر آبله ديرتر « 3 » پخته شود سبوس گندم در آب بپزند و بخار آن در زير جامه به خود رسانند « 4 » و آب گرم خورند با اندكى « 5 » باديان‌تر و انجير خشك و قدرى شكر اندر آب بپزند و بپالايند و اندك‌اندك مىدهند و اگر عضوى ريش گردد گل سرخ و صبر و كندر و عنزروت و دم الاخوين بر آنجا « 6 » طلا مىكنند . اما اندر حصبه ، لعابها بيشتر دهند چون لعاب اسبغول و لعاب دانه آبى و كشكاب تنك « 7 » و آب كدو و آب خربزه هندى و آب تخم خرفه با آب غوره آميخته با آب « 8 » ريواج يا آب انار ترش دهند شفا يابد . « 9 »

بخش چهارم - اندر آماسها و ريش‌ها و جراحتها و اين پانزده باب است .

باب اول : اندر آماس گرم و سرد .

آماس گرم « 10 » سرخ بود و سوزان . علاج : رگ زنند و حجامت كنند و
هامش
( 1 ) . ب : و خرفه و . ( 2 ) . ب : برو . ( 3 ) . ب : دتر . ( 4 ) . ب : جامه دود و بخور سازند . ( 5 ) . ب : تا اندك . ( 6 ) . ب : بدانجا . ( 7 ) . ب : نيك . ( 8 ) . ب : « آب » ندارد . ( 9 ) . ب : يابد و اللّه اعلام . ( 10 ) . ب : گرم و .