تراشه چوب گز اندر آب بپزند و نمك اندرين آب كنند و به خرقه « 1 » آن آب بر وى « 2 » مىچكانند [ ب - 37 ] و بر وى مىزنند آنجا كه بايد و اگر حرارت قوى بود قدرى كافور و صندل سوده اندر اين آب حل كنند و اگر آبله ديرتر « 3 » پخته شود سبوس گندم در آب بپزند و بخار آن در زير جامه به خود رسانند « 4 » و آب گرم خورند با اندكى « 5 » باديانتر و انجير خشك و قدرى شكر اندر آب بپزند و بپالايند و اندكاندك مىدهند و اگر عضوى ريش گردد گل سرخ و صبر و كندر و عنزروت و دم الاخوين بر آنجا « 6 » طلا مىكنند .
اما اندر حصبه ، لعابها بيشتر دهند چون لعاب اسبغول و لعاب دانه آبى و كشكاب تنك « 7 » و آب كدو و آب خربزه هندى و آب تخم خرفه با آب غوره آميخته با آب « 8 » ريواج يا آب انار ترش دهند شفا يابد . « 9 »
بخش چهارم - اندر آماسها و ريشها و جراحتها و اين پانزده باب است .
باب اول : اندر آماس گرم و سرد .
آماس گرم « 10 » سرخ بود و سوزان . علاج : رگ زنند و حجامت كنند و
هامش
( 1 ) . ب : و خرفه و .
( 2 ) . ب : برو .
( 3 ) . ب : دتر .
( 4 ) . ب : جامه دود و بخور سازند .
( 5 ) . ب : تا اندك .
( 6 ) . ب : بدانجا .
( 7 ) . ب : نيك .
( 8 ) . ب : « آب » ندارد .
( 9 ) . ب : يابد و اللّه اعلام .
( 10 ) . ب : گرم و .