تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
و يك مثقال غاليه اندر شراب ريحانى دهند « 1 » و دو درم قصب خيار شنبر از فلوس جدا كرده خرد بكوبند و بيخته بدهند به آب گرم و اگر بچه مرده « 2 » شود بگيرند مروبارزد و جاوشير و گوگرد به زهره گاو بسرشند و حب كنند و به زير او دود كنند بچه مرده و مشيمه بيفتد و بگيرند شحم حنظل و قسط و سداب « 3 » از هر يكى سه درم ، مر يك درم ، اين جمله كوفته و بيخته به زهره گاو بسرشند و بزرها و حوالى او طلا كنند و اگر حامله را روزگار زادن نزديك آيد هر روز سه درم روغن بادام شيرين دهند و از ترشيها پرهيز فرمايند و طعامهاى قابض بخورانند به آسانى زايد و بچه پاكيزه آيد . شير و اگر شير زرد بود و تنگ « 4 » سكنگبين ساده و آب تخم خرفه دهند و آب انار و غذا : مرغ مصوص و افشرده « 5 » از گوشت بزغاله و گوساله و زيرباج و غوربا و سماق به او دهند و اگر شير غليظ و كبود بود سكنگبين بزورى دهند و ماهى شور و قى فرمايند و غذا نخوداب و قليه خشك با آبكامه و اندكى سعتر و اندر خوردنيها سير و دارچينى و شبت « 6 » به كار دارند .

شير اندك :

كشكاب دهند با روغن بادام و شكر و كرنج به شير و شورباى شلغم و كرزد اسفاناخ « 7 » و اسفيد باهاء « 8 » كوفته و كنجد
هامش
( 1 ) . ب : « و غذا . . . دهند » ندارد . ( 2 ) . ب : اگر پژمرده . ( 3 ) . الف : سنداب . ( 4 ) . ب : نيك . ( 5 ) . ب : افسرده . ( 6 ) . ب : سيب . ( 7 ) . ب : اسفناج . ( 8 ) . ب : اسفند ماها .