باشد دير نيز « 1 » سود دارد مبرود و مرطوب را قى سخت نافع بود و نيم درم انگزد اندر پنج عدد زردهء خايه مرغ دهند و انوشدارو « 2 » سخت موافق بود . غذا : قليه خشك و دارچينى و كبابه و خولنجان بركرده سخت نافع بود . « 3 »
باب 29 - اندر بيماريهايى كه مخصوص بود به زنان بسيارى خون حيض .
اگر سبب « 4 » بسيارى خون باشد اندر تن ، رگ بايد زد و غذا از سماق و مانند آن ساختن و شربت قرص كهربا و حمول « 5 » ابريشم « 6 » رنگين به آب مازو تر كرده و به سرمه آلوده و اگر سبب گرمى و تيزى خون بود تن ضعيف بود و خون رقيق .
علاج : غذا هم از سماق و افشردهء پايچه « 7 » و مانند آن سازند و آب عنّاب و شربتهاى خنك دهند و اگر سبب ريش بود خون كنده بيرون آيد رگ « 8 » با سليق گشادن يا مابص صواب بود و به طبيخ « 9 » حلبه و به ماء العسل مىبايد شست و اقراص كاكنج موافق بودن .
باز ايستادن حيض پيش از وقت :
اگر سبب كمى خون بود اندر تن لاغرى و ضعيفى نشان آن بود . تدبير فربهى « 10 » بايد كردن به آب زن و
هامش
( 1 ) . ب : برابر .
( 2 ) . ب : نوشدارو .
( 3 ) . ب : « غذا . . . نافع بود » ندارد .
( 4 ) . ب : « خون حيض اگر سبب » ندارد .
( 5 ) . ب : جمول .
( 6 ) . ب : از پشم .
( 7 ) . ب : پاتچه .
( 8 ) . الف : « رگ » ندارد .
( 9 ) . ب : تطسح .
( 10 ) . الف : فربه .