عصارهء بادروج بدهند « 1 » و يك درم پنير مايه خرس يا خرگوش [ 23 - الف ] اندر آب سرد « 2 » بدهند و اقراص الطّين دهند .
بدين صفت : « 3 » گل ارمنى و گل مختوم و صمغ عربى و دم الاخوين و كندر و گلنار راستا راست بكوبند و به ربّ آبى بسرشند .
نسخه ديگر : گل ارمنى و مختوم از هر يكى چهار درم ، كهربا و حبّ الآس از هر يكى شش درم ، سرطان پانزده درم ، بسّد مغسول و كتيرا و طباشير و شادنج و عدس « 4 » مغسول از هر يكى پنج درم ، گل سرخ چهار درم ، صمغ عربى و رب السّوس از هر يكى هفت درم ، به آب خرفه بسرشند يا به عصارهء گل تر يا به آب باران و در آب باران دهند و سرطان هر روز با كشكاب مىدهند و غذا حريره از نشاسته و كرنج و آب پايچه بره دهند و اگر نزله گردد و سرفه آرد حب السّعال بدين صفت قد سبق ذكره فى اوّل الباب .
ضيق النّفس :
اندر شراب زوفا زراوند مدحرج و زوفاى خشك بپزند « 5 » يا معجون زوفا دهند چهار دانگ زراوند مدحرج كوفته با فانيد « 6 » سرشته چند بامداد بدهند و نيم درم حبّ الرّشاد كوفته با روغن بادام و انگبين سرشته گاهگاه بدهند و معجون زراوند نافع بود .
هامش
( 1 ) . ب : « يا عصاره بادزوج بدهند » ندارد .
( 2 ) . ب : سوده .
( 3 ) . ب : نسخه ديگر .
( 4 ) . ب : عدسى .
( 5 ) . ب : مىپزند .
( 6 ) . ب : كوفته نيد .