بادآورد
بادآورد « 1 » گرم و خشك است اندر درجهى اوّل ، و اسهالى كه از قبل ضعف معده بود بازگيرد و خون را كه از بر همىافتد منفعت كند ، و چون بر آماسها ضماد كنى بنشاند و پخته وى درد دندان را سود كند و تبهاى كهن را ببرد ، و تخمش لطيف است تشنّج را سود كند و سدد افزارهاى شكم بگشايد ، و زخم كژدم را منفعت دارد چون بكوبند و بر وى نهند و شكم بازگيرد و چون آب بپزند و آن آب را مضمضه كنند درد دندان را منفعت كند .
بخورمريم
بخورمريم « 3 » جراحتها را تحليل كند و خوك بگشايد ، و عصب را كه بر يكدگر افتد نيز بگشايد و هر اندامى را كه سخت بود نرم گرداند ، و چون با انگبين اندر چشم كشند آب را نقصان دهد و تاريكى ببرد ، و چون ببينى اندر افكنند مغز را پاك كند ، و صداعى را كه از سردى بود ببرد ، و چون زنان به زير برگيرند كودك بيفكند و حيض بگشايد ، و چون بخورند يرقان را به عرق بيرون كشد ، و كلف و نمش را ببرد ، و همه اثرهايى كه بر پوست بود پاكيزه بكند ، و بر داء الثعلب نهى موى برآرد ، و طبع اوى گرم و خشك است اندر درجهى دوم .
هامش
( 1 ) - خارى است سفيد كه كنگر سفيد نيز گويند و به عربى شوكة البيضاء است . ت .
( 2 ) - بر وزن زمزمه : جنبانيدن و گردانيدن آب با مايع ديگر است در دهان .
( 3 ) - بيخ گياهى است كه آن را شجر مريم گويند .