تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
رومى « 1 » را ناردين « 2 » خوانند ، معده و جگر را نيك بود وى و روغنش همچنان درد قولنج « 3 » و شكم را و سرد شدن اندامها را منفعت كند بخورى يا طلا كنى يا حقنه ؛ صداع و شقيقه را نيز چون ببينى بازافكنى ، و سست شدن مثانه را چون بسر ذكر بازافكنى ، و هر دردى كه از سردى و از باد خيزد اندر اعضاى باطن ببرد و رحم را گرم گرداند و درد جگر ببرد .

سليخه

سليخه « 4 » گرم و خشك است اندر درجه‌ى سيم ، چشم را نور فزايد و اندامها را تجفيف افكند و اندر او اندكى قبض است ، تحليل فضول تن كند و نيز قطعش كند ، و اندامها را قوى گرداند و بول بسته بگشايد ، و ضعف معده و جگر را كه از سردى باشد منفعت دهد ، و زخم افعى را نيك باشد ، و هرچه را پوست بسيار تر بود بهتر و سرخ‌رنگ‌تر آنكه ميلش بسپيدى باز بود و بوى بول و عرق خوش كند ، و ادرار الحيض آرد ، و بلغم از سر فروآرد ، و مضرّتش بمقعده است ، و اصلاحش كثير است و بهترينش آنست كه تيزبوىتر است ، و شربتى از وى نيم درم است .
هامش
( 1 ) - سنبل اقليطى و ناردين اقليطى هم مىنامند و هيچ مشابهتى بسنبل الطيب ندارد . ت . ( 2 ) - صاحب مخزن مىنويسد سنبل هندى را بيونانى ناردين گويند ليكن فرهنگ‌نويسان فارسى ناردين را فارسى دانسته‌اند ، و اينكه مصنف مىگويد سنبل رومى را ناردين گويند خلاف آنست كه در مخزن آمده و صحيح آنست كه ناردين نام سنبل هندى يا سنبل الطيب است و سنبل رومى را ناردين رومى بايد گفت نه ناردين مطلق . ( 3 ) - در مخزن بفتح لام و در لغت بكسر لام ضبط شده و اين نام مشتق از قولون است . ( 4 ) - پوست نوعى از درخت دارچينى .