كند ، و بهترين خرما هاهيرون « 1 » بود ، و از پس اوى آنكه زردتر بود ، و هرچه سيهتر بتر و بايد كه از پس اوى نار ترش و شيرين بخورند ، يا سكنگبين و شكر ، يا سركه و ماورد سماق « 2 » اندر وى كرده ، و امّا جمّار « 3 » و طلع « 4 » دو غذاست ، هر دو سرد ، و هرچه از او تازهتر قبض اندر او كمتر ، و مزاج وى ترّتر و غذاش ميانهتر بود و آنكه قابض بود از او خشك بود و ديرگوار ، و غذاش غليظ شكم ببندد ، و صفرا بشكند ، و جوش خون بنشاند ، از بهر آن خون را كه از بر همىبرافتد منفعت كند ، و اندر معده دير بماند ، و غذايى اندك دارد ، و بلح « 5 » سرد و خشك است ، اندر درجهى دوم ، معده را دباغت دهد و بشويد ، و درشتى نمايد ، و سينه را بد بود ، و در معده دير بماند ، و غذاى وى اندكست ، اسهال ببندد ، و خون از بينى بازگيرد چون آبش بيفشارى و اندر بينى چكانى ، و اين آنكه كند كه نارسيده باشد و چون پخته بود و سرخ گردد وى را بسر « 6 » گويند ، و آنكه از او شيرين بود معتدل باشد اندر او گرمى اندكى بود ، بسرعفص « 7 » شكم ببندد ، و اندر جگر سدد پديد آورد و صداع انگيزد .
تمر الهندىّ
تمر الهندى « 8 » را طبع چون آلوى ترّ است ليكن لطيفتر است ، و او سرد و خشك
هامش
( 1 ) - مخ : نوعى از خرما و گويند كه مراد از آن قسب است . فر : بر وزن بيرون بمعنى نوعى از قصب كه نى باشد .
( 2 ) - بضم اول و تخفيف ميم در فارسى و تشديد آن در عربى بر وزن رمان ، معروف است .
( 3 ) - در « نص » و نط جماز نوشته و صحيح جمار براء مهمله است بر وزن رمان بمعنى دل درخت خرما كه مغز و پيه ان گويند .
( 4 ) - بر وزن بلع : شكوفهء خرما و خرمايى كه بتازگى سر از شكوفه بيرون كرده باشد .
( 5 ) - بر وزن فرح : خرما در حال غورگى .
( 6 ) - بر وزن عسر و يسر : غورهء خرما كه زرد و مايل بشيرينى شده باشد .
( 7 ) - بر وزن كنف : زمخت .
( 8 ) - مخفف التمر الهندى : ميوهء درختى است هندى و دو قسم است : تمر هندى و تمر گجرات .