تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
قنابر ( قنبره ) :
( Lark ; crested lark a kind of sparrow )
چكاوك ، جل ، از پرندگان دشتى از تيره
Alaudidae
، خانواده‌ى بزرگ گنجشكسانان و از دسته‌ى سينه بر زمين‌گذاران با نوك مخروطى است . ازاين‌رو بدين نام آمده چون زلفى روى سر همانند هدهد دارد . نر آن را تازيان كنيت « ابو هيثم » و ماده را « ام علعل » داده‌اند . پرنده‌اى بسيار ترسو در پرواز و ايستادن و راه رفتن پيوسته چپ و راست را مىنگرد . با اين همه همواره در دام شكارچيان مىافتد . ازاين‌رو سراينده‌ى تازى : طرفه زاده‌ى عيد در اين‌باره گفته است :
يا لك من قبّرهء بمعمر * خلالك الجو فبيضى و اصفرى قد رفع الفخ فماذا تحذرى * و نقرى ما شئت إن تنقرى قد ذهب الصياد عنك فابشرى * لابد من أخذك يوما فاحذرى
ترا اى چكاوكى كه به آشيانه رسيدى جهان برايت آرام شد پس تخم‌گذار و آواز بخوان بندها گسسته ( دام‌ها برداشته ) شد براى چه ديگر مىترسى و هرچه دلت مىخواهد نوك بزن شكارچى رفت ترا بشارت باد ولى در پايان تو بايد گير بيفتى پس مراقبت كن

كروان :

چوبينه ، شوات ، كركى پرنده‌اى آبى با پاها و گردن و نوك بلند و چشمان بيرون‌زده ، بزرگتر از كبوتر و كوچكتر از مرغ خانگى ، آوازخوان شب‌ها كه خاموش نمىگردد . بيشتر در كرانه‌ى شنى رودخانه‌ها به دنبال خوراك خود از كرم‌ها و حشره‌هاى درون گل ولاى مىگردد . در آب فرومىرود ، شنا مىكند و در پى ماهىهاى كوچك مىرود . از پرندگان مهاجر است كه به مناطق قطب نيز مىرسد . با اين همه پرنده ، توانايى اهلى شدن را دارد . روستاييان مصرى آن را با مرغ خانگى و اردك و جز آن نگاه مىدارند .

نمس :

راسو ، موش خرما ، به اندازه گربه با دست و پاى كوتاه ولى دم دراز دارد . چشمان او سرخ و تن كشيده و دراز دارد . توانايى گرد آوردن تن و به‌گونه‌ى طناب درآوردن آن را داراست ، اين توانايى ايشان را در هماوردى با افعى و مار كمك مىكند . هرگاه خود را به
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 807 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى