داشتن گوش بزرگ ايستاده و سيخ و هركدام آن به اندازهى درازاى صورت او ، جداسازى مىشود . ازاينرو شنوايى بيشتر از جانوران ديگر دارد . زيرا نيرنگ و فريبكارى جانور هويدا است ازاينرو به او دروغگو « فنك » مىگويند . پرندگان كوچك را خوراك خود مىداند و بر لانه آنها يورش مىبرد .
قاقم ( قاقوم ) :
از تيرهى سموريان همچون دله ، و سمور است دمى بسيار دراز دارد . رنگ پوست وى در تابستان سرخ تيره و زمستان سپيد كدر است . پوست خز آن گرانبهاست و ثروتمندان براى آراستن لباسهاى خود ، به كار مىبرند . همه روز و بخشى از شب را نهان مىماند و در هنگام پايان شب بيدار مىشود و به جوندگان و پرندگان و خرگوش و جانوران بزرگتر يورش مىبرد . از دشمنان و كشندگان مار واقعى بشمار مىآيد شناگر ورزيدهايست بهگونهاى مسافتهايى دراز شنا مىكند .
قطا :
مرغ سنگخوار ف : قطاة است . چون آواى قط قط كردن دارد بدين نام خوانده شده است . پرندهاى دشتى از تيره مرغان با اندازهاى كوچك كه بزرگتر از كبوتر نمىگردد همانند كبك راه مىرود . رنگ پرهاى پرنده خالخال سپيد و سياه فلفل نمكى است . نوك نسبت به اندام ميانه است ولى تيز و نيرومند و اندكى كمانى مىباشد بالهاى كوتاه و گرد براى پروازهاى دور و تند است و پاهاى كوتاه و نيرومند و چنگالهاى خميده او براى كندن خاك است . پرنده بسيار خواهان بودن كنار بركهها و آبگيرها و جز آن است و بسيار تشنه مىشود جاهاى آبخيزدار را بهگونه سرشتى مىيابد هرچند كه دور باشد . تازيان دربارهى اين پرنده بيش ديگر پرندگان شعر سرودهاند و نام او را در مثلها و نقلقولها و سرودهها آوردهاند :
أسرب القطا هل من يعير * لعلّى إلى من هويت أطير
اى گروه مرغان سنگخوار در ميان شما كسى هست كه بال خود را به من امانت دهد تا به سوى كسى كه دوست دارم پرواز كنم