تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 805

مساهمون:

ص٨٠٥
آب‌هاى شيرين بركه‌ها ، آبگيرها و كناره‌ى كم‌ژرف رودخانه‌ها و كانال‌ها و در گل نمور بستر رونده‌ى جوىها زندگى مىكند رنگ زيتونى دارد شش خط در درازاى تن جانور ديده مىشود . شكم داراى نقطه‌هاى سياهرنگى مىباشد . دهانى به‌گونه بادكش براى مكيدن خوراك و چسبيدن به چيزها دارد . هنگامى كه به آدمى يا جانورى بچسبد خون او را مىمكد و در شكمبه‌ى خود گرد مىآورد و تا چندين برابر خود بزرگ مىشود پس از آن كه شكمبه را پر كرد به گواريدن آن چه مكيده است ، آغاز مىكند ازاين‌رو پزشكان كهن از اين جانور را براى مكيدن خون انباشته شده و يا چركآبه‌هاى ( دمل‌ها ) تن به كار مىبردند . ايشان زالويى با شكمبه تهى را مىگرفتند و روى جايى كه خواهان درمان آن بودند ، مىگذاشتند پس زالو اقدام به مكيدن ماده‌ى مورد نظر مىكرد تا انباشته شده و مىافتاد و يا آن را از روى تن جدا مىكردند . درمانگر زالو را ميان دو انگشت نشانه و ميانه نگاه مىداشت و فشار مىداد كه آنچه را مكيده ، بيرون ريزد پس از تهى شدن ، زالو را در ظرف آبى نگاه مىداشتند تا بار ديگر به كار برند .
غزال المسك :
( Gazelle ; deer )
برخى آن را آهو مشكين نام گذاشته‌اند هر دو نام اشتباه است چون از تيره گوزنهاست نه آهوان . از پستانداران و جانوران درنده‌ى سم‌دار مىباشد همانند آهو از نظر شكل و باريكى هيكل مىباشد ولى در نشانه‌هاى ديگر متفاوت هستند . رنگ بسيار سياه و دو دندان نيش سپيد در آرواره‌ى پايين دارد ، به درازاى پانزده تا بيست سانتيمتر به سوى بالا كشيده مىشود همچون دندان نيش فيل يا گراز مىنمايد . شاخ و دم ندارد تن پر پشم و زبر و بسيار شكننده دارد . تنها و گوشه‌گير زندگى مىكند . و از آهوان كند دو است . شبها بيرون مىآيد ، روزها نهان مىگردد . مشك را از كيسه‌اى جلو نرينه‌ى مىتراود . مشك : روغنى با بستگى بالاست از نرينه نگه‌دارى مىكند . گويند راهنماى مادينه به سوى نر براى جفتگيرى مىباشد .
فنك :
( marten )
روباه خالدار ، دله ، جانورى وحشى از تيره
murtes
، از جنس روباه ولى كوچكتر داراى پوست خزى گرانبها و بسيار خوب مىباشد . از ديگر جانوران وحشى براى