حواصل :
فرد آن « حوصل » ، مرغ ماهىخوار ، مرغ سقاء بوجراب ، بوشلبه ، پرندهاى آبزى است با چينهدان بسيار بزرگ و پوستى گرانبها كه بسيار گران مىباشد ، نوك دراز پهن و برندهاى دارد ، ماهى بسيار مىخورد و در چينهدان خود نگاه مىدارد .
حوت العنبر :
قيطس و قشلوات از نامهاى ديگر آن مىباشد از اين ماهى ، عنبر بدست مىآيد .
نهنگى است كه در آبهاى اقيانوس آرام مىزييد ، درازاى آن شصت پا ، سر بسيار بزرگ و تنها دندانهاى آروارهى پايين دارد ، دو سوراخ بينى كه يك سوراخ شده و هنگام بازدم يك ستون بلند بخار از آن بيرون مىآيد ولى در ديگر نهنگها دو ستون كوتاه مىباشد ، نشانهى جدايى اين جانور را از ديگر همجنسان اوست . و شكارچيان بدينگونه او را شناسايى مىكنند . همچنين نشان ديگر او يورش آوردن به شكارچيان و كشتىها و قايقهاى ايشان مىباشد . چون ديگر نهنگان مىگريزند . عنبر از تراوش آماسهاى رودهاى آنها بدست مىآيد ، در آغاز بوى بسيار بدى دارد ، سپس خوش مىشود .
حيتان البطن :
( Worm )
كرمهاى معروف به اسكاريس
Ascaris
در رودههاى آدمى زندگى مىكنند . ن . ك نمايه بيمارىها
خضرى :
چون برنگ سبز است چنين خوانده مىشود نام ديگرش « بركه » چون بر شكم خود روى آبهاى ايستا و مردابى ثابت مىنشيند . پرندهاى آبى از تيره اردكها و در مردابهاى جنوب عراق زندگى مىكنند اندام كوچك و نوك پهنى دارند . با رنگ سبز كانى ( فلزى - معدنى ) و سينهى سرخ گراينده به سياهى و از پرندگان مهاجر است داراى گوشتى خوشمزهتر از اردك و گرانبهاتر از آن مىباشد .
دراج :
( Francolin )
پرندهاى از تيرهى
Phasianidae
از جنس
Fracolimus
از نوع تندرو ولى بزرگتر