است و مانند ساير زخمهاست جز اينكه در مدتى كمريشه دوانيده به اندامهاى ديگر سرايت مىكند داراى بوى بديست . اين زخم در هر اندام پديد آيد به نام همان اندام خوانده مىشود همچون « آكله الفم » كه در دهان است ( كشاف اصطلاحات الفنون ) )
خارش سخت . « آكله يا آكال » جرب و نزد مردم خورندهى هر بخش از پوست تن مانند زخمهاى بزرگ چركين و سرطان پوست و جز آن .
استسقاء :
( Dropsy ; ascite )
آماس شكم . ويژگى بيمارى گرد آمدن مواد آبكى زير پردهى پريتون كه پوشاننده رودههاست . از نشانههاى آن بزرگ شدن و آماسيدن شكم و احساس پرآب بودن درون خود به ويژه هنگام خم شدن و جنبشهاى تند همچون دويدن دارد . و هرگاه به پشت دراز بكشد احساس مىكند كه تهيگاه او باد كرده و ناف به بالا كشيده شده است اين نشانهها بجز احساس خستگى و تپش دل و تنگى نفس و جز آن است .
( ذ : سه گونه است استسقاى زقى
( Abdominal dropsy ; ascites )
در اين بيمارى شكم به خيكى پرآب مىماند و آواى تكان خوردن آب از آن برآيد و تشنگى بيمار بسيار است . استسقاى طبلى
( tympanitis )
، استسقاء خشك ، شكم به مانند طبلى پر از هواست . استسقاى لحمى
( Genral dropsy ; anasarca )
بيمارى استسقا كه همه تن را فرامىگيرد و بياماساند ( فرهنگ پزشكى هوشمند ) )
أكزيما :
( Eczema )
بيمارى پوستى كه عربان آن را نمله - جوش كوچك پوستى ) نام دادهاند ، و آن بخشى از پوست دچار آسيبى به اندازه دانه عدس و يا بسيار گستردهتر از آن مىشود .
لايه شاخى پوست پوستهپوسته شده مىريزد و در پى آن بافتهاى مخاطى و همبندى زير آن سخت مىشوند . اين بيمارى جوش آبدار و در پشت پوستههايى نهان مىگردد كه به آن جوشهاى خشك گويند .
( ذ : بيمارى التهابى پوست با ضايعات متنوع شامل تاول ، انفيلتراسيون تراوشهاى آبكى و پوستهپوسته شدن مىباشد بيمارى مزمن غير مسرى با انگيزه ناشناخته ، گاهى حساسيت كه با نشانههاى خارش ، سوزش ، تراوش و پوسته ريزى همراه مىباشد ( فرهنگ پزشكى هوشمند ) )