تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
برسام :
( Diaphragmatitis ; pleurodynia ; pleurisy )
پيشينيان نام يكى از دو حالت بيمارى ذات الجنب ، سينه پهلوى خشك
( Dry pleurisy )
كه بيشتر در پى برخورد با هواى خيلى سرد و يا به دنبال گرفتارى شدت به بيمارى انفلونزا پيش مىآيد و با دردى گزنده در سينه و به همراه سرفه با سختى گوناگون و سردرد و تب كه پس از چند روزى فروكش مىكند . ( ذ : التهاب سينه ، التهاب پرده‌ى ميان جگر و دل است . « بر » به معنى سينه و سام به معنى بيمارى و آماس ( دهخدا ) . پلورزى ، التهاب جنب كه مىتواند فيبرينى ( خشك ) يا همراه تراوش سروزى ( مرطوب ) ، حاد يا مزمن . خونى ، چركى آمپيم يا سرو فيبريد و ( فرهنگ پزشكى هوشمند ) ) برش : - ن . ك كلف بلخيه‌ى : - ن . ك حبه‌ى بغداد
بهق :
( vitiligo )
برخى آن را پيسى ( برص ) گويند . بيمارى پوستى است پيگمان‌هاى رنگى بخشى از پوست را نابود مىسازد و آن بخش به رنگ سپيد آشكار با گستره گوناگون است گاهى بيشتر و بيشتر گسترده شده تا آنكه بخشى بسيار از پوست را فرامىگيرد . ( ذ : ناشى از سردى آميزه و چيرگى بلغم پرخون يا آميزش زردآب سياه با خون پديد مىآيد . بهق ويژه پوست است و تراوش‌هاى تنها رطوبت بدون همراهى با خون است ( فرهنگ معين ) لك و پيس از نارس بودن ملانين در برخى از جاهاى پوست ، به گونه‌ى لكه‌هاى سفيد شيرى با حاشيه پررنگ پديدار مىشود . ( فرهنگ پزشكى هوشمند ) )
بواسير :
( piles ; hemorrhoids )
گشادشدگى سياهرگ‌هاى زير لايه مخاطى راست روده و سوراخ نشستگاه و برخى از آن ، بيرون‌زدگى بافت از كناره‌هاى اين سوراخ مىباشد كه به‌گونه‌ى آماسى خرد با دنباله‌اى كوچك است . برخى ديگر برخاسته از درون راست روده و شناخته نمىشود . مگر آن كه در نزديكى سوراخ احساس سنگينى كند . گاهى همورييد باد مىكند آن را به صورت آماس بيرون‌زده از سوراخ درمىآيد . گاهى بخش آماسى آن خونريزى مىكند .