واژهاى سريانى و به معنى ( ناقص الروح ) و ازاينرو است چون ريشهى آن به مانند دو نفر همديگر را بغل گرفتهاند ولى روحى ندارند ، يونانيان به جهت همانند شدن آن به پيچيده شدن دران به دور هم بدان « انترمرفون » گويند . عربان آن را به يك بازى همانند كردهاند و ميوهى آن را لفاح گفتهاند . گياهى است علفى با ريشهى چند ساله كه در سرزمينهاى پيرامون درياى مديترانه مىرويد . ريشهاى كلفت دارد كه دو شاخه مىشود كه بهمديگر پيچيدهاند ، گوشتى و بويناك است برگهاى ريشهاى بزرگ ، پهن همانند برگ چغندر كه از ميان آن گردنى كوچك بيرون مىآيد و گلها روى آن قرار مىگيرند رنگ آن سپيد و برخى سرخاند ميوه پرعطرى به اندازه زردآلو و با مزهاى تند دارد .
( ذ : به معنى دو صورتى مىباشد كه بيخ لفاح خودرو دشتى و كوهى است . به آن مردم گياه ، بيخ لفاح ، سابيرك ، سابيزك سابيزج ، ثمر الفاح ، ساساليوس ، مهر گياه ، ذو صورتين ، هزارگشاى استرنگ لكهمنى ، يبروح الصنم ، سراج القطرب ، تفاح المجانين ، سگشكنى ، مندغوره ، عبد السلام و به يونانى « بطيطس ، منداغورس » گويند ( محيط اعظم ) )
يتوع
Euphorbia officinarum Euphorbium spurge : ( Y tu ' )
از نامهاى آن عنجد ، لبن الشيطان و لبان مغربى است . اين واژه بر هر گياهى كه شيرابه بسازد همچون برگ انجير گفته مىشود . در صورتى كه رازى گفته است هر گياهى كه شيرابه روان داشته و سبب جوش زدن تن شود اين نام را داراست . يتوع به صورت ويژه از تيرهى فربيونيان از گروه شبرم مىباشد كه ريشه از نظر درازى نه بلند و نه كوتاه بلكه ميانه نسبت بهگونههاى فراوان آن است . برخى داراى ساقهى كوتاه و گروهى داراى شاخههايى كه يك راست به ريشه چسبيدهاند در همهى اين گونهها ، ريشهها و ساقهها پر از مادهى شيرابهى تند و سوزاننده كه به آن شيرابه يتوع گويند .
( ذ : مشهورترين اين گروه هفت تا ، شبرم ، لاغيه ، عطرنيثا ، ماهودانه ، مازريون ديودار ؛ فلجلشت ، عشر . همهى آنها ويژگى گرم و خشك و روانكننده ، بالاآورنده و سوزنده دارند . ( ابنيه عن الحقايق الادويه )
ينبوت
( Yanbut )